مسجد جامع دماوند

مقاله اي از مايرون اسميت / ترجمه: مسعود نصرتي

جاده جديد مشهد، ششمين و آخرين جاده به سمت شمال است. طي سالهاي 189 هجري اين منطقه به نام Dambawand دمباوند[1] بود و بنا به گفته ي مستوفي اين روستا و نواحي آن «پشيان[2]» ناميده مي شد. اين منطقه زماني جزو طبرستان، بعداً عراق عجم و امروزه جزء استان تهران است[3]. شهرت دماوند به خاطر قدمت كهن با موقعيت عالي آن است كه در درّه ي خنك كوهستاني واقع شده است و به وسيله دو رودخانه كه درست پايين دهكده كنوني و در زير تپه اي كه مسجد جامع در بالاي آن واقع شده به هم مي پيوندد، آبياري مي شود.

دماوند در متون

لترنج اطلاعاتي درباره مسافرت عربها به اين ناحيه ارائه كرده است.[4] در سال 1851 م جيمز موريه در هنگام عبور از دماوند طرح كلي روستا را از سمت شمال با نمايش منار مسجد جامع رسم و ارائه كرده است[5]. هنگامي كه ناصرالدين شاه در سال 1883 ميلادي براي دومين بار براي زيارت به مشهد مي رفت، هنگام استراحت در شهر دماوند ، يكي از همراهان او بنام ضيع الدوله[6] ، مسجد جامعه و ساختمانهاي ديگر را در سفرنامه خود توصيف نمود و بدين ترتيب اسناد با ارزشي را بر جاي مي گذارد.

 روش مطالعه

نويسنده يك بار در 23 ژوئن 1934 و بار ديگر از 30 آوريل تا 7 مي 1935 و مجدداً در 26 ژوئن 1935 م از بناي مسجد جامع دماوند بازديد كرد. مطالعات زير توسط نويسنده شخصا انجام شد. پلان بناي مسجد با تئودوليت زايس 4 ( يك زاويه سنج ساحي) با ورود به معبرها با 25 نقطه چرخش به دور محور مركزي، نقشه برداري گرديد. پلان بنا با استفاده از نوار مترهاي صدمتري و كوتاه تر اندازه گيري شد. پلان بنا كه در آن بيش از 600 اندازه گيري ثبت شده بود با مقياس در محل كشيده شد و بعداً رسم گرديد، سپس با آزمايش و تطبيق آ ن با اين اثر تاريخي، كنترل گرديد. اندازه پستي و بلندي كف گرفته نشد و گمانه اي هم زده نشد، از بناي مسجد حدود 75 عكس گرفته شد. نوار مترهايي كه در عكس ديده مي شوند به منظور مشخص كردن فهرستي از ستونها است. كتيبه ها به غير از سنگ قبرهاي جديد با پاك كردن شان ثبت شدند و يا از آنه عكس برداري شد.

توصيف مختصر و وضعيت فعلي

مسجد جامع يك بناي مستقل و آزاد و قابل رويت در يك مكان مرتفعي بر روي تپه شني در مركز روستا واقع شده است. ديوار از بيرون ( تصوير1) لايه اي از گل اندود شده دارد. سقف سطح و پهن فعلي مسجد جامع مانند ديگر سقف خانه هاي روستا از خاك رس و شن كه با گياه خارشتر يا گون آميخته است مي باشد. در گوشه شرقي مسجد جامع منار آجري استوانه اي شكل سر برافراشته اي وجود دارد كه مقداري از آن از بين رفته است. با ورود به ايوان كوچك جديد در قسمت شمالي مسجد جامع نشان مي دهد كه پلان مسجد جامع نه متعلق به سبك خراساني است و نه مازندراني. صحن (حياط) مستطيل شكل مركزي از سه طرف به وسيله رواق هاي D , C , B احاطه شده است. در مركز اين صحن يك حوض براي وضو و يك چاه عميق وجود دارد. در سمت قبله ( تصوير2) سه كوچه دهانه با طاق قوس وجود دارد كه تاق قوس مركزي (مياني) كمي پهن تر و بلندتر است كه به درون شبستان B باز مي شود. شبستان مسجد جامع داراي پهن تر و بلندتر است كه به درون شبستان B باز مي شود. شبستان مسجد جامع داراي پنج كوچه دهانه طولي است. شش ستون مدور در كوچه دهانه ي عريض مركزي قرار دارد، در حالي كه در جاهاي ديگر از ستون هاي مربع شكل يا صليبي استفاده شده است. اين ستونهاي مدور، طاق قوس هاي موازي با قبله را نگهداري مي كنند. ديوارهاي قطور اين تاق قوس ها در بالاي 1 متري روي تاج اين قوس ها به تيرپوش هاي چوبي منتهي مي شود كه سقف فعلي مسجد را نگهداري مي كنند.

به شبستان مسجد بر مي گرديم، يك راهرو جانبي در بخش A وجود دارد كه از سمت جنوب به در خروجي ( قسمت B ) منتهي مي شود. رواق هاي C , D كنار صحن ( حياط) ( تصوير شماره 4) قرار دارند. نماي ورودي تاق قوس هاي اين رواق ها را با آجرهاي گلي جديد، يك تيغه كشيده وپوشانده اند. اين آجرها از همان نوع آجرهاي جديدي است كه در ديوار سمت قبله و محراب بكار رفته است. در گوشه شرقي راهرو E كه با طاق قوس سنگي مدوري احاطه شده به منار و يك درگاه خروجي منتهي مي شود.

تمام پيرامون بناي مسجد جامع را يك ديوار حاجب (محصور كنند) سنگ چين كه با گل اندود شده، احاطه كرده است. تغيير شكل در قسمت شمال شرقي صحن ( تصوير3) نشان مي دهد كه تالار G يك قسمت الحاقي جديد است كه سقف آن به وسيله ي ستونهاي چوبي با پايه هاي آجري مربع شكل نگهداري مي شود. راه پله هايي در قسمت F , E وجود دارد كه به شبستان زمستاني در تالار G قسمت شمالي منتهي مي شود، كه داراي چهارده پايه ستون مربع شكل است. سقف اين شبستان روي تاق قوس هاي هلالي شكل مي نشيند. ستون هاي چوبي با پايه هاي آجري مربع شكل نگهداري مي شود. راه پله هايي در قسمت F , E وجود دارد كه به شبستان زمستاني در تالار G قسمت شمالي منتهي مي شود كه داراي چهارده پايه ستون مربع شكل است. سقف اين شبستان روي تاق قوس هاي هلالي شكل مي نشيند. ستون هاي مربع شكل مركزي اين شبستان زمستاني كه روي آنها طاق هاي گهواره اي شكل برخاسته، توسط ستون هاي مربع شكل ديگري كه بدنه شان به ديوار متصل است، حمايت مي شوند كه آجرهاي آنها كيفيت مطلوبي نداشته و نرم هستند. به جز ستون هاي 52 و 53 و 54 تمام ساختمان قسمت G در شمال شرقي صحن مسجد، تاريخ نسبتاً جديدي دارد. از اين رو از مطالعه ي جزئيات آنها در زير صرف نظر مي شود.

نقشه ، تعيين موقعيت

نقشه اصلي بنا كه ظاهراً در تمام قسمت ها به جز قسمت شمال شرقي G حفظ شده نشان مي دهد كه مسجد اوليه يك صحن مستطيل شكل است كه به وسيله ي رواق هايي احاطه شده است. در سمت قبله يك سري كوچه شيب دار به موازات قبله كشيده شده كه در ميان آنها كوچه مركزي A از اهميت بيشتري برخوردار است. فرم كلي نقشه، يك متوازي الاضلاع با يك نامنظمي خاصي كه در اين نوع از مساجد قديمي غير معمول نيست. [7] وضعيت ستون 48 نشان دهنده ي اين است كه سمت شمال شرقي قسمت G صحن، در اصل يك رواق بوده، امّا آثار چنداني از آن باقي نيست تنها آثار باقيمانده از آن ستون هاي 52 و 53 و 54 است. آن احتمالاً به همان اندازه پهناي راهرو E كه به همراه راهرو F در مجموع يك دالان و محلي برا نگهداري كفش و كلاه استفاده مي شده است. خميدگي زياد در ستون 25 نشان مي دهد كه راهرو A قسمتي از نقشه اصلي بوده بدون شك ورودي موجود در ستون شماره 6 با راه پله ي سقف منتهي مي شد. [8] محراب اصلي، در محور قبله به سمت چپ متمايل است.[9] اين ويژگي در مسجد تاري خانه دامغان نيز ديده مي شود، آنجا تنها تورفتگي آن باقيمانده است. اكنون وضعيت تو رفتگي معمول كه محل استقرار امام بوده، از بين رفته است. موقعيت مناره، در محور ورودي آن نيز مشابه تاريخانه دامغان است. از طرف ديگر يك پنجره بين ستون 6 و 12 و به همراه سه ورودي از صحن به راهرو A شبستان، نورگير شبستان بوده است. جزئيات بيشتر پلان هنگام تحليل اجزاء هر واحد ارائه مي شود. جهت تقريبي قبله حدود 36 درجه به جهت جنوب سمت غرب است و انحراف مسجد نسبت به جنوب 27 درجه و 30 دقيقه غربي است كه خطايي در حدود 8 درجه و 30 دقيقه را ايجاد مي كند.

 سازه ، مصالح و مواد، تكنيك ها و روش ها

كف ها و سطوح

به جز سنگ فرش با قلوه سنگ در اطراف صحن ( حياط) و ورودي هاي راهرو A , F , E ساير كف ها از خاك رس است. سطوح عموماً هم تراز نيستند. سطوح D , B يك پله پايين تر از سنگ فرش و همچنين سطح باغچه صحن است. درحاليكه سطح فعلي G سه پله بالاتر از آن است.

پوشش و نگهداري

- نگهداري بنا با ستونهاي آجري است و ديوار بيروني يك ديوار محصول كننده است.

ستون ها

از 54 ستون موجود فعلي، دوازده ستون بازسازي شده اند.[10]پايه ستونهاي با پوشش گچ سفيد از لحاظ تاريخ مربوط به پيش از اين بازسازي است. شش ستون مدور بر روي پايه هايي به ارتفاع 20 سانتي متري واقع شده اند. تيرپوش هاي چوبي بالاي طاق قوس هاي ستونها كه به صورت كام و زبانه اند به عنوان تراز كننده نصب شده اند. ستون ها به طور متوسط 37/1 متر قطر و 60/2 سانتي متر طول دارند. [11] ساير ستون ها به جز ستون هاي در ديوار كه به صورت مربع شكل در نقشه ديده مي شوند به شكل چليپايي هستند. نيم ستون ها طاق قوس هاي متقاطع را نگهداري مي كنند.[12] 14 تا از ستون ها در نماي شمال شرقي خود داراي محراب هستند ( تصوير 9، 10 ، 20) . كامل ترين ستون شماره 26 است. (تصوير 24) كه مانند ستون هاي 27 و 44 در درگير بودن تيرپوش هاي چوبي نقش دارد. ستون هاي شماره 6 و 12 و 18 و 24 و 30 در طول ديوار شمال غربي از آجرهاي ظريف و نازكتري ساخته شده اند. تيرپوش هاي چوبي سقف كه برش آنها قبلا انجام شده در دو جهت مرتب شده اند و ستون ها را در نقطه اي بالاي محور ( سر جرز) به يكديگر پيوند مي دهند. [13]

 قوس ها

با تير پوش هاي چوبي در بالاي تاق قوس هاي چهارگانه مركزي به عنوان حمال تراز و صاف شده اند. چندتايي از آنها كه با كمي بازسازي [14] وضعيت استوار دارند با فرو نشستن ديگر ستونها دچار انحراف شده اند، به طوريكه يافتن هويت و شمايل اصلي آنها را در هر صورت غير ممكن مي سازد. سه جرز اين تاق ها با تاق هاي كم عرض تر در ارتفاع بالاتر تراز شده اند. ( تصوير 7و24) يك سري از تاق ها به طور مختصري تعمير و مرمت شده اند ولي اكثر آن ها كاملا بازسازي شده اند.[15] اكثريت تاق ها در قوس تاق زيرين شان نوار تزئيناتي برجسته اي دارند.

تاق ها

تمام پوشش مسجد با تاق ها بود كه از بين رفته اند. امروزه حتي اثري از آنها باقي نمانده است. با اين وجود شكل و وضعيت اين تاق ها را تا اندازه اي مي توان مشخص كرد. شبستان B داراي سه راهرو مركزي است كه توسط تونلي از تاق هاي موازي با قبله كه روي قوس هاي وزين قرار گرفته، پوشش داده شده است. راهروهاي جانبي شبستان با تونلي از تاق هاي متقاطع با محور قبله پوشش داده شده، همانطور كه راهروهاي رواق D, C و راهروهاي F , E اين گونه نيز مي باشند. راهرو A احتمالا داراي يك تونلي از تاق هاي طولي بوده است و همچنين اين احتمال وجود دارد كه داراي تاق هاي پشت بند برجسته، صاف و متقاطع ستون ها هم بوده است. مقطع عرضي اين تاق ها يا به صورت نوك تيز و يا بيضي شكل به سمت بالا بوده اند و اين دو شكل[16] ( و شكل هاي بي شمار ديگر) در حال حاضر هم در ايران امروز تداوم دارد. اين تاق ها تونل تاقها از آجرهاي پخته شده با چيدن به صورت رگچين لب به لب ساخته شده داراي شعاع مشترك با محور تاق ها است.[17] كف بنا در محور و مقابل ديواره هاي شبستان يا در منتهي اليه جنب راهروهاي B به سمت قبله شيب اندكي داشته است. در آنجا هيچ نشانه اي از وجود گنبد ديده نمي شود.

 ديوارها

ساختار تاق ها با وزن كم شان، فشار جانبي را مستقيم به طرف مركز ساختمان انتقال مي دهد و نگهداري و حمايت كه توسط ستون ها متمركز شده نشان مي دهد كه چرا ديوار بيروني فقط يك ديوار محصول كننده است، بدون شك اين ديوار ضخيم چندين بار بازسازي شده است. [18] در حال حاضر متشكل از رگچين قلوه سنگ به همراه خاك و شن است. دو نماي كاملا خراب شده اندودي از كاه گل دارند ( كاه خرد شده و گل) . در قسمت داخلي باقيمانده هايي از پوشش از در، ديوار وجود دارد كه در حدود50/1 سانتي متر ارتفاع دارد كه از آجر پخته به صورت خفته راسته تزئين شده استفاده كرده اند. ازاده ديوار در سمت قبله ( تصوير7) بعدها با كاشي و يا سفالهاي چهارگوش لعابدار كه داراي كيفيت مطلوبي نبودند جا يگزين و يا پوشش داده شده است.

مناره

در نقشه مناره به صورت نيمه مستقل است، اما هيچ ارتباط ساختماني با مسجد ندارد. فاقد هرگونه تزئينات يا كتيبه است. از آجر پخته و آهك سخت و سفيد ساخته شده است. ( تصويرهاي 25 و 26) .

پي بناي مناره از سنگ هاي نتراشيده است. قسمتي كه در معرض ديد است، پايه ستون مربع شكل آن به ارتفاع 95/4 سانتي متر است. رشته اي از چهار قطع چوب كه به شكل مربع مي باشد، قرنيز ديوار در پايه ستون مناره بوده، امروزه ديگر وجود ندارد. ستون استوانه اي مناره از خط مماس بر دايره نسبت به كناره هاي پايه ستون ( قطر دايره پايه ستون 24/3 سانتي متر) به طرف بالاترين نقطه به طور ملايم باريك مي شود كه در آن نقطه 90/3 سانتي متر است. استوانه م نمار از پايه ستون تا جايي كه خراب شده به سمت بالا 55/14 سانتي متر است. از راهرو E وارد پايه ستونه مناره مي شوند. در نقشه تنها يك [19] پلكان مارپيچ در جهت عكس عقربه هاي ساعت مشخص است.

كف پله ها از مركز پايه مربع شكل مناره شروع مي شود. پله هاي عمودي كه 80 تاي آن وجود دارند داراي ارتفاعي به اندازه 3 تا 4 رگچين است. آنها معمولاً قرنيز چوبي ندارند و بر هشت تا از اين پلكان ربع دايره، نور خورشيد، پرتو افكنده است. پله ها باريك هستند. به همين علت نيز به دليل ارتفاع 90/3 سانتي متري و شكل مارپيچي و مسطح آنها و نيز سقف گنبدي پيش آمده مسير پله ها خطرناك هستند. كالبد مناره در پايه ستون به ضخامت 62/0 سانتي متر و قسمت بالاي آن در حال حاضر به ضخامت 44/0 سانتي متر است. يك پنجره منبت كاري شده روشنايي مناره را تامين مي كند. يك زلزله شديد باعث اندكي كج شدن و چرخش قسمت بالاي ستون مناره شده است. دومين درگاه ورودي به پشت بام مسجد جامع، در اثر گذشت زمان شكسته است.

آجركاري

آجركاري خشتي مربع شكل به اضلاع 24 سانتي متر و ضخامت 5 سانتي متر همگي جديد هستند. آنها آجرهاي خشتي با ملاط گل هستند كه زياد قابل توجه نيستند. آجرهاي خشتي، شكل معمول شان مربع شكل هستند. به استثناي پايه ستونها و تاق قوسهاي جديد بخش G آنها در كل كيفيت مطلوبي دارند.

ستون مناره ، شيوه آجر كاري بندهاي عمودي ستون مناره كه دو چيز هم سازه بنا و هم تزئين را نشان مي دهد.

بندهاي پهن و گود (محدب) پهناي نسبتا زيادي (5/8 تا 10 سانتي متر) را دارند و به منظور حفظ و نگهداري اتصال عمودي آجرها در ديوار به تدريج فاصله رگچين عمودي را در ديوار كمتر مي كنند. هر فرو رفتگي ( تو رفتگي) آجر با يك آجر نبشي پنهانش كردند. اين ملاط با بندهاي عمودي به اندازه چهار انگشت تزيين شده اند. (تصوير 25) به استثناي ملاط آهك در مناره، ساير آجرها با ملاط گچ هستند. دو پايه ستون گرد 9 و 10 ( تصوير 5و6) كه نزديكترين به ديوار قبله هستند. آجر پايه ستون هاشان با نقش خفته راسته به همراه گچ كاري مي باشد. بقيه پايه ستون ها از آجر خشتي به صورت يخ كارشده به استثناي آن هايي كه بازسازي شده اند. در بندهاي عمودي پايه هاي مذكرو به مهره هاي گچي تزئين شده اند از همان نوعي كه در تصاير 10 و 22 شرح داده شد. [20]

ابعاد آجرهاي خشتي[21]

موقعيت در بنا

بندهاي عمودي

بندهاي افقي

ارتفاع

قطر (ضخامت)

عرض

طول

منار، پايه ستون، راهروهاي پاييني

....

....

....

7/5 سانتيمتر

؟

44 سانتيمتر

منار، پايه ستون

1/7

1/7 سانتيمتر

82 سانتيمتر

6/5 سانتيمتر

29 سانتيمتر

29 سانتيمتر

منار، بدنه، بيروني

10 تا 8/5

2/2 سانتيمتر

77 سانتيمتر

5/5 سانتيمتر

25 سانتيمتر

25 سانتيمتر

ستون هاي 1،4،5،7،8، و غيره (37 در همه)

3 تا 2/5

1/1

66

5/5

20/5

20/5

ستون هاي 6و12و18و24و30

2/5 تا2

1/2

47

5/5

18

18

ستون هاي (بازسازي شده) 2و3و28و32و33و36و37و40و41و45و46و47

1 تا 0/2

1/3

68

5/5

21/5

21/5

 محراب ها

محراب اصلي در زمان فتحعلي شاه قاجار ماهيت اصلي و اوليه ي خود را از دست داده است. اين موضوع را از روي قابل مستطيل شكل كه محصول كرده فضاي مثلثي ميان طرفين تاق قوس محراب را كه از كاشي هاي مربع شكل آبي و سفيد كه بسيار بد ساخته شده و در بالاي تاق مقرنس كه به شكل آجر قرمز نقاشي كرده و با رنگ سفيد آن را بندكشي كرده، مي توان قضاوت نمود. محراب با آجرهاي پخته شده كه با اندازه هاي كوچك بريده شده و با بندهاي گچي پوشش داده شده، ساخته شده است. در نقشه تاقچه محراب هشت نيم ضلعي است. بالاي تاق محراب شيبي دارد كه مقرنس ها در چهار رديف كه به صورت سه تكه اي با طرح مثلثي اجرا شده است. قسمت مركزي مقرنس ها، دومين رديف مشابه شكل طاقچه محراب دوازده امام يزد ( طبق كتيبه 429 هـ ) و تاق هاي محوري مسجد جامع اصفهان به اين شكل كه بالاي سه گوشه يك تاق هلالي كه به وسيله هريك از دو مثلث كروي شكل كه شكل تكه هاي پايين تر است، جلو آمده و گسترش يافته حمايت مي شوند. تاق محراب به وسيله قابهاي گچبري شده كه بايستي تاي يك نقطه، پشت تاق قوس ادامه داشته باشد احتمالا در قابل مستطيل شكل عمودي محصور شده است.

تزئينات

بندهاي آجري

دو ستون گرد، نزديكتر به محراب شماره هاي 9 و 10 در پايه ستون هاشان داراي تزئينات گل و بُته است. (تصاوير 5و6و27) به غير از اين ها تزئينات در ازاره و مقرنس كاري ها و تزئينات آجركاري در زير تاق قوس ها ديده مي شود. تزئينات گچبري برجسته در بالاي تاق قوس ها و قسمت زيرين تاق ها كه به صورت خفته راسته قرار دارند. ستون 27 نشان مي دهد كه يك ستاره از چرخش دو مربع پديد آمده است. (تصوير 22) حاشيه اين ستاره ها يك كادر مربع شكل به وسيله قطعه هاي آجري بريده شه به وجود آمده محصور شده است. [22]اين ستاره يك موتيف شناخته شده است كه در زير قوس هاي 9-15 و 10-16 آشكار شده است. نمونه ديگر اين آجركاري در روي مناره مسجد جامع ساوه ( طبق كتيبه 453 هـ) تصوير 23 ديده مي شود كه در آنجا تزئينات گچبري آن ريخته است.

ستونهاي توكار هم ( ستون نما)

ستون هاي توكار ( ستون نما) محراب داراي مشخصه هستند. اين ويژگي روي ستون 26 (تصوير 24) و همچنين ستونهاي 27 و 44 حفظ شده نشان مي دهد كه همه پايه ستون هاي اوليه شبستان در دو گوشه جلوي شان ستون هاي توكار (ستون نما) داشتند. [23]

مقرنس ها

مقرنس ها در محراب اصلي (تصور 13 و 15) و در محراب هاي كوچكتر (تصاوير 10،19،20) و همچنين در بالاي دو طرف تاق قوسهاي 48 و 44 (تصاوير 14 و 16) و 49 و 45 كه در مورد آخري شكسته و خرد و فرو ريخته هستند. مقرنس ها با سازه بنا درهم آميخته اند و در بيشتر آثار دوران مغول و پس از آن ها به شكل قنديل نيستند. در همه محراب هاي كوچك اصلي به جز (تصوير10) ، مقرنس ها را با گچ روي پايه ستون ها، ساخته اند. اما شكل و فرم مقرنس هاي حفظ و باقي مانده و نشان مي دهند كه از خانواده همان محراب اصلي است كه قبلاً بحث شده است. هرچند مقرنس هاي تصوير 14 و 16 متفاوت هستند. مقرنس ها از تاق جلو آمده و مثلثي شكل بوده و به صورت آويخته ( قنديل شكل) هستند و هريك از سه پَره هاي تزئيني مقرنس ها از تاق جلو آمده ، پلان آنها يك تاق قوس هلالي شكل است كه به صورت قائم زاويه درآورده اند. مقايسه طاقچه هاي مقرنسي دماوند با آنهايي كه در مدرسه حيدريه قزوين ( تصوير11) و مسجد جامع دوره سلجوقي گلپايگان [24](تصوير12) نشان مي دهد كه آنها همگي داراي يك خصوصيت عام و مشابهي هستند.

گچبري

گچبري دركارهاي آجري به هم آميخته و پيوند خورده است كه وجه امتيازش ايجاد تزئينات به صورت دلخواه است. دو نوع ا زگچبري تزئيني در بندهاي ساختمان استفاده شده است. يك نوع ساده در تصاوير 10، 22، 27 نشان داده شده است و يك نوع پيچيده تر كه در تصوير 18 نشان داده شده و يك نوع مبهم و پيچيده كه در تصاوير 15 و 27 نشان داده شده است. دو نمونه آخري نشان مي دهد كه گچبري اصلي برجسته نيم دايره در بندكشي هاي ساختمان، گسترده است. ظرافت و آراستگي به دليل تعميرات و بندكشي مجدد در بيشتر مكان ها از بين رفته است. قاب گچبري هشت ضلعي در زير تاق 15- 9 ( تصوير21) و زير تاق 16-10 ( تصوير 28) وجود دارد. در زير تاق هريك از اين تاق ها يك ستاره بزرگ با نقطه هاي گچي با نقش خورشيد و يك گچبري تزئيني مشابه درخت مو به صورت ساده برجسته در داخل آجر كار شده است. ستاره مشابه ديگري در روي ستون 27 ( تصوير 22) وجود دارد، در اينجا به وسيله آجرهاي مربع شكل بريده شده كوچك، كادر حاشيه اي مربع شكل بزرگي بوجود آورده و گچبري را احاطه كرده است. طرح هايي در قابل هشت ضلعي به صورت هندسي با دايره هاي كوچك (تصوير 28) يا به صورت درخشش نور به سبك طبيعي است (تصوير 21) نوع دوم با نقش گل در درون كتيبه است. (تصوير20) [25]

 رنگ آميزي به چند رنگ

زمينه ي سفيد گچبري ها در زير تاق 15-9 (تصوير 21) و زير تاق 16-10 (تصوير 28) رنگ لعابي، آبي روشن رنگاميزي شده است.

كاشي هاي لعابدار

كاشي هاي لعابدار مربع شكل فقط در محدوده ازاره ديوار قبله و محراب اصلي كار شده است. اين ها در دوره صفويه و قاجار اضافه شده و دچار آشفتگي و درهم ريختگي و شكستگي شده و از لحاظ هنري و تاريخي فاقد ارزش است.

كارهاي چوبي

به استثناي قطعات چوبي سر ستون ها كه در شش پايه ستون مدور بكار رفته كارهاي چوبي اصلي از محل بنا منتقل و جابجا شده اند. درهاي ورودي شمالي و جنوبي هريك، يك جفت درهاي كنده شده (منبت كاري) كه از لحاظ هنري با ارزش هستند، كتيبه هاي آنها دست كاري شده و دوره آنها به طور مشخص مربوط به اواخر دوره صفويه است. منبر (تصوير 5) ناقص، بدون كتيبه و بدون تزئينات قدمت زيادي ندارد.

كتيبه ها

نويسنده مايل است كه در اينجا سپاسش را به خانم يدا گدار كه صميمانه در اين باره پذيرفتند كه درباره كتيبه خواني بحث داشته باشند، اعلام نمايد.

قطعات چوبي در سر ستون هاي 9و10 در چهار طرف آن كتيبه وجود دارد كه ستون 16 فقط روي يك طرف آن كتيبه دارد (تصوير18) . كتيبه ديگر حكاكي روي چوب در سر ستون شماره 3 كه در حدود سال 1930[26] دزديده شد. دو كتيبه روي درهاي چوبي كه پيش از اين ذكر شده اند. يك كتيبه به خط كوفي كه مقداري از بين رفته در قاب گچي در بالاي سر ستون 4 (تصوير17) وجود دارد. يك كتيبه كوفي گچبري در بالاي مقرنس محراب پايه ستون 5 ( تصوير10) و يك كتيبه كوفي گچبري در بالاي محراب در پايه ستون 12 (تصوير 19) و يك كتيبه كوفي گچبري در بالاي محراب در پايه ستون 18 ( تصوير 20) است. و در ديوار ورودي و در ديوار ورودي شمالي مسجد دوازده سنگ قبر وجود دارد، يك كتيبه سنگي درباره طاعون بزرگ سال 1247 هـ ( م 2-1831) ثبت شده است. در آنجا همچنين فرمان شاه عباس اوّل همانطور بر روي سنگ حكاكي شده وجود دارد. هيچ كتيبه كاشي لعابدار به جز يك قاب عمودي كوفي از دوره صفويه يا بعد كه ارزش تاريخي ندارد، بين ستون 3 و محراب اصلي با آجر مثلثي شكل لعابدار، سفيد و لاجورد كار شده است. در ستون 3 يك قالب از كاشي مربع شكل است كه گفته مي شود كه قاب چوبي درست در زير آن بود كه دزديده شد.[27]

تعيين تاريخ

به منظور مطالعه و بررسي موقعيت اين ساختمان در زمينه ي تاريخي آن لازم است معماري ايران قبل از اسلام را به طور خلاصه مرور كنيم. با بررسي در نقشه مساجدي كه عربها ارائه كردند و مقايسه اين مساجد با بعدي ها و مساجد مختلف سلجوقي مي توان سبك اسلامي ايران را مشخص نمود. پروفسور هرتسفلد نشان داده است كه چگونه تالار هخامنشيان ( خانه مسكوني) با اتاقي مربع شكل ستون دار در پشت يك هال جلويي ستوندار .

در زمان ساسانيان به اتاق مربع گنبد دار با يك ايوان با تاق تونلي در جلوي آن تبديل شد. در حالي كه در معماري اختصاصي تالاي ستون دار چوبي خانه هاي مادي به عنوان تكيه گاهي (پشتيباني) براي تالار مدرن حفظ شده بود. ساسانيان بعد از كمي تلاش به كوشش شان در جهت برداشتن وزن گنبدها و تاق ها از روي ديوار ضخيم دست برداشتند و در نتيجه     اتاق هايشان محدود شد و معماري شان طي چهار قرن ثابت و بدون پيشرفت باقي ماند.

طرح و نقشه مساجد اوليه، عبارتست از يك حياط احاطه شده، با فضاهاي سقف كه به وسيله ستون هاي چوبي يا سنگي نگهداري مي شد اين مزيت را داشت كه به آساني ساخته مي شد و پذيراي تعداد زيادي از افراد با ايمان را در خود جاي مي داد و با افزايش تعداد افرادي كه به دين روي مي آوردند به راحتي قابل توسعه بود. در ايران مهاجمان معماري مورد نظرشان را پيدا نكردند به جز عناصر، ستونهاي چوبي و سقف ها و ديوار گلي كه در واقع به همان اندازه اي كه در عربستان مي شناختند. با توجه به نقشه به آساني طراحي شده بود و تغيير اساسي نشان نمي داد اما در طول سه قرن بعد پايه ها (سازه ) و پوشش سقف ها دست خوش تغييرات و ظرافت و آراستگي شد. به عنوان مثال مسجد ايرانشهر (نيشابور) ستونهاي چوبي در زمان ابومسلم 136 در زمان عمروبن ليث 287-256 هجري جاي خود را به ستون هاي آجري مدور داد. طاق قوس ها كه در مساجد اوليه عراق و ايران مورد استفاده قرار نگرفته بود، و آنطور كه از سامرا بر مي آيد در شرق از اواخر قرن 3 هجري به كار گرفه شد. وقتيكه طاق قوس ها روي پايه ستونها بودند ايجاد راهروهاي طاق دار ( گنبدي) موازي هم امكان پذير شد و معماري تاريخي ايران مجدداً تاق دار مي شود، امّا اكنون بر تكيه گاههاي متمركز اين كه اين پيشرفت چشمگير چند سال قبل از تاريخ ساخت مسجد جامع دماوند رخ داده است.

در مقايسه با تاريخانه ي دامغان بدون ظرافت و زيبايي كه مي بايست نزديك به آغاز اين پيوستگي تاق ها و ستون ها باشد، مشخص مي شود.

در دوره سلجوقيان گنبد دوباره، رواج پيدا كرده بود و در وضعيت محوري غالب خود، ايوان بلند قبل از آن قرار گرفت و در نماي ديگر صحن تكرار شد و طرح قبلي تاق قوس هاي يك آهنگ ( يك نواخت) در طول محور قبله ساماندهي شده بود. بنابراين سبك معماري اسلامي ايران به طور ناگهاني كامل با عناصري از مقياس و تركيب و ساختار ويژه پيشرفت كرد. به همان اندازه كه آن پديده شگفت انگيز بود محصول آن بدون نياز به طرح مساجد ستون دار عربي (مساجد شبستاني) ، طاق هاي يوناني بر روي ستون ها و تكنيك تاق قوس هاي آجري ارتجاعي بدون ملاط زودگير در ميان آن به شكلي كه فشارجانبي را منتفي و يا به حداقل رساند، امكان پذير نبود.

به مسجد جامع دماوند بر مي گرديم. اكنون آشكار است كه اين مسجد به مرحله مياني مساجد ستون دار و طرح مساجد اوليه تاق دار، تعلق دارد. بدون شك فقط سه نمونه ديگر از اين نوع را هنوز مي توان پيدا كرد.قديمي ترين آن مسجد تاري خانه دامغان است. (تصوير30) ديگري مسجد جامع نايين (تصوير29) كه اولين بار توسط مونز، اچ ، ويولت در سال 1912 مورد مطالعه قرار گرفت، و آخرين نمونه وضعيت پيش از ايواني شدن (اگر چنانچه وجود داشت) مسجد جامع اصفهان است. با توجه به ستونهاي درگير هم ، مقرنس ها، گچبري ها، و تزئينات آجركاري كه در اينجا به عنوان دوره سلجوقي شناخته مي شود. بايد به خاطر داشت كه دماوند يك روستاي محلي كوهستاني ، نزديك به آن بخشي از ايران كه به مقاومت در برابر تهاجم بيگانگان معروف است. دوري از جاده هاي اصلي رفت و آمد ( مسافرت) سبب شد تا سازندگان محلي، دسترسي نزديك به نوآوري ها را نداشته باشند. بنابراين يك عقب ماندگي از سبك دور از انتظار نيست، همچنين به همراه سادگي روستايي در معني و مفهوم شان كه داستان هنر كوهستان در همه ي دوره ها و كشورهاست.

مشكل در دماوند ممكن است اين باشد كه بناي ساختمان مسجد اوليه به وسيله ي زلزله كه در اين ناحيه رايج است نابود شده ب ا شد. سازندگان ، روح سبك جديد سلجوقي را هنوز درك نكرده باشند، آنها آن را كه عيناً ديده بودند احتمالا در ري آنچه را و تزئينات را ديدند، كپي كردند. عدم تجانس حيرت آور نقشه و تزئينات حالا آشكار شده اند.

بنابراين ساختمان مسجد نمي تواند ديرتر از پايان قرن 5 هجري ساخته شده باشد احتمالاً كمي زودتر ساخته شده است.


زيرنويس:

[1]. زامبار E.de zambaur , manuel de Geneologie et de chronologie pour L'Historie de I'Islam , Honover , 1927 P.44 و نيز نگاه كنيد به : م . استريك « دماوند » در دايره المعارف اسلام.

 [2]. مترجم : تنها كسي كه دماوند را پشيان ناميده، حمداله مستوفي است. در هيچ منبعي اين نام ذكر نشده است. در تمام منابع دوره اسلامي نام » دماوند» ذكر شده است. حمداله مستوفي در نزهه القلوب (ص3) آورده است : « دماوند قصبه اي است كه آن را پشيان خوانند... » براي اطلاعات بيشتر در اين باره رجوع كنيد به ( مسعود نصرتي. 1381 . تاريخ دماوند و آثار تاريخي آن ج 1 . انتشارات فيض كاشاني) .

[3]. مترجم : شهرستان دماوند در گذشته جزء استان مازندران بود. در سال 1325 شمسي به شهرستان تبديل شد و در سال 1355 شمسي جز استان سمنان گرديد. سرانجام در آبان سال 1357 شمسي طبق تقسيمات كشوري جزء استان تهران محسوب گرديد.

[4]. گي لترنج. سرزمين هاي خلافت شرقي. كمريج. 1905 صص 2- 1371 باربيه دو منار. فرهنگ جغرافيايي تاريخي و ادبي. پاريس 1861 . صص 25-224 و 39-236.

[5]. جيمز موريه. دومين سفر از طريق ايران، ارمنستان و آسياي ميانه. لندن ، 1818 ميلادي ص 345 و بناي سنگي باستاني سالم كه به توسط دوگوبينو در « تاريخ ايرانيان» توصيف شده جلد اول. ص 31. يكي از گسله هاي سنگ آهك عمودي كه از اين منطقه عبور مي كند. چندين كتابهاي با ارزشي در اصفهان در دست من نيست.

[6]. محمد حسن خان صنيع الدوله (اعتماد السلطنه) ، مطلع الشمس. ايران، تهران ، 1301 ، صص 13-9.

[7]. كراسول. « مسجد اَمرو » در بولتن فرانسوي « باستان شناسي مشرق» ، 1932، تصوير 6 .

[8]. راه پله اي در يك گوشه ي ستون در مسجد جامع ورامين پيدا شده ( 722 هـ امّا در پلان نه چندان درست شولز ديده نمي شود)

Schulz in F. sarre,sDenkmalerBankunst , Berlin , 1909 , II p 61.

[9]. البته با ايجاد اتاقي براي منبر . اين اتاق در مسجد جامع محمديه گلپايگان پيدا شده و در قسمتي ناهموار ميان دو پايه ستون براي محراب كه در مسجد جامع ورامين است، مي شود آن را به حساب آورد.

[10]. شماره هاي 2، 3، 28، 32، 33، 36، 37 ، 40 ، 41، 45، 46، 47 .

[11]. پيروي مي كند از متراژ ستونهاي آجري ديگر:

تاريخانه دامغان ( ستونهاي بزرگتر) و كاخ ساسانيان 60/1 متر ( اطلاعات از م مدار)   مسجد جامع نايين 82/0 سانتي متر ( مولف) مسجد جامع اصفهان 85/0 تا 90 سانتي متر ( مولف)

[12]. شمارههاي 2و3 و 4 و 5 و 8 و 11 و 12 و 14 و 17 و 18 و 20 و 23 و 24 و 30 .

[13]. سوراخ هاي بجا مانده ، مانند تصوير 24 و تمام گردن كار ناتمام ديگران ( تصوير 6) حدس زده مي شود كه تيرپوش ها ثابت و پايدار بودند. روشنايي بام تصوير 8 جديد است.

[14]. شماره هاي 5-4 ، 14- 8، 20- 14، 26-20، 15-9، 16-10 ، 22-16 ، 17- 11، 23- 17، 29- 23، 48-44، 50-49، 52-51

[15]. شماره هاي 2-1، 3-2، 6-5 ، 10-4 ، 12-11، 17-17، 24-23، 26-23، 27-26، 28-27 ، 29-28 ، 30-29، و همه آنها از C , D حفظ شده اند. 48-44، 50-49 ، 51-50، كه بازسازي شده اند.

[16]. من از اصطلاح « a pright semi-elliptical » بيضي شكل رو به بالا استفاده كردم براي مشخص كردن يك قسمت از محور بلند (همچنين در تيسفون ) اصطلاح « شلجمي» اغلب براي اين طرفها به كار مي رود عموما نادرست است.

[17]. اين روش ساخت تاق از قديمي ترين زمان در مصر و سوريه و در دوره ساسانيان تا به امروز پا برجا بوده است ، كراسول يك كتابشناسي با ارزش ارائه كرده است در : Early muslim Architecture , oxford , 1932 , vol.I P.3H9 . و نگاه كنيد به : هرتفلد. « خراسان » در دوره اسلامي. 1921 و X1 . ص 158 .

E. Herzfeld ." khorasan " in Der islam. 1921 , x1 , 158.

[18]. ديوار محصول كننده، مشابه آن كه مسجد جامع ورامين را محصور كرده است.

[19]. براي مثال پلكان دوبله : مناره مسجد ميدان ساوه، مناره خواجه عَلَم اصفهان. ( Collapsed Dec , 9 , 1934) . مولف مختصراً مناره هاي اصفهان را در كتاب « آثار ايران » چاپ كرده است.

[20]. گچبري شماره ستونهاي 15 و 16 ( تصوير 18) استثناء هستند.

[21]. ميانگين ده

[22].

[23]. به دشواري ناگزير به اظهار عقيده ام كه اين ستونها كاملا حالت تزئيني داشه و از اين رو ستون 26 را نمي توانيم بگوييم كه شكل طبيعي دارد و در گروه ستونهاي گوتيك است. تاريخ استفاده از ستونهاي توكار يا ستون نما در مدارهاي اسلامي مطلبي است كه درباره آن نياز به يك موضوع رساله است كه بيشتر درباره آن نوشت. كاربرد تزئيني آن در نماي تيسفون و روي سر ستونهاي طاق بستان و كوشش معمارانه بي مهارت در راهروهاي سروستان نشان مي دهد كه در دوران ساسانيان يك موتيف حذب بوده است.

و احتمالاً اين شيوه دوبار ه توسط عربها به عنوان بخشي از پلان مساجد ستون دار به ايران بازگشته است به هر صورت آن را در ستونهاي مسجد جامع نايين و مسجد جامع اصفهان مشاهده مي كنيم. مثال دماوند نمونه اي از ايجاد طاق يا طاقچه در جناح اصلي است. اين شكل داراي تاريخچه ايراني مفصل است. خصوصا در مورد طاقچه محراب و ايوان كه در دوره تيموريان و صفويان اصالت اصلي را از دست داده و از حالت ا صلي سرسونهاي مكعبي شكل به شكل گچبري طناب مانند روي گلدانها درآمده است.

[24]. ساخته شده ( طبق كتيبه) توسط محمدبن ملكشاه ( 511- 398 هـ) از م، مدار به خاطر اين اطلاعات و عكس ها ( ش 11 و 12) سپاسگزارم.

[25]. مراجعه كنيد به مقاله ي من به نام « امامزاده كرار در بو زون »

a Dated seldjuk Ruin " in ArchaeologischenMitteillungenanstran , Berlin , 1935 . 711 2/3 p71 and fig.8.

[26]. تحت ش رايط خاصي ، روستاييان مدعي اند كه آنها اشخاصي كه خود را باستان شناس خارجي علاقمند به عكس گرفتن از ساختمان معرفي كرده اند، دزديده شد. اگر آن را در بازار فروش بتوان يافت به خوبي مي شود شناسايي كرد زيرا كتيبه ي آن را صنيع الدوله ( اعتماد السلطنه) در كتاب خود آورده كه من در اينجا ترجمه مي كنم :

« باني هذا الاستوانه بعدات هدت الزلزله حاجي ميرزا علي بن مرحوم حاجي علي بابا كتبه العبد المذنب العاصي اسمعيل بن مظفر القاضي ان في الجنه هذ من لبن لعلي و حسين و حسن عمل استاد مقيم بن استاد ابراهيم احدي و ثمانين بعد الف وقع تعمير هذالاستوانه في الدوله ابوالمظفر السلطان شاه سليمان الحسيني الموسوي الصفوي » .

[27]. نگاه كنيد به نوشته ي قبلي. كتيبه ها توسط صنيع الدوله ثبت شده باشند كه من ترجمه كردم : « طلبكار خير است و اميدوار- اميدي كه دارد خدايا برآر . « ساعيه حاجي سلطان محمود في سنه ثلاثين و الف»   « سال 1030» .


موضوعات


دماوند در یک نگاه

دفتر میراث مکتوب

 1389/06/05  
دفتر ميراث مكتوب

 

جغرافیای طبیعی

تاریخ

 1393/04/25  
نظرات
ساران به روايت بنجامين

 

 1393/04/23  
نظرات
سفر ماساجي اينووه

 

 1391/07/02  
نظرات
خاطرات ميرزاحسين ديوان بيگي

 

 1391/04/24  
نظرات
جاجرود به روايت مطلع الشمس و مرات البلدان

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۲۹ بهمن ۱۳۲۸

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۱۵ آبان ۱۳۳۱

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۱۸ ارديبهشت ۱۳۳۱

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۸ خرداد ۱۳۳۱

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۷ خرداد ۱۳۳۲

 

 1390/12/23  
نظرات
آمار نه دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در دماوند

 

 1390/12/23  
نظرات
دو اطلاعيه از انتخابات دوره هفدهم مجلس شوراي ملي

 

 1390/12/23  
نظرات
نمايندگان 24 دوره مجلس شوراي ملي دماوند و فيروزكوه

 

 1390/09/22  
نظرات
دماوند در سفرنامه ابودلف (قرن چهارم هجري)

 

 1390/09/21  
نظرات
كاوش هاي باستان شناسي محوطه تاريخي وليران

 

 1390/09/10  
نظرات
وضعيت پوشش گياهي و جانوريِ محوطه باستاني وليران

 

 1390/09/09  
نظرات
نقش خاندان جلالي موسوي در بيداري مردم منطقه دماوند

 

 1390/09/05  
نظرات
سفرنامه كلودانه ، روزنامه نگار فرانسوي

 

 1391/11/01  
نظرات
پيش درآمدي بر تاريخ دماوند

 

 1390/08/22  
نظرات
برق دماوند

 

 1390/08/22  
نظرات
خاطرات انقلاب

 

فرهنگ

 1393/04/24  
نظرات
دماوند = گب آوند

 

 1392/01/14  
نظرات
علما و قضات محله قاضي دماوند

 

 1391/09/15  
نظرات
بررسي نام دماوند در مجله آينده

 

 1391/07/04  
نظرات
نگاهي به موزه دفاع مقدس شهرستان دماوند

 

 1391/11/02  
نظرات
اماكن آموزشي و فرهنگي شرق استان تهران

 

 1390/09/09  
نظرات
دماوند، پناهگاه مظلومان تاريخ

 

 1390/09/05  
نظرات
زبان و فرهنگ مازندراني در كوهپايه هاي دماوند

 

 1390/09/02  
نظرات
خاطرات

 

 1390/09/01  
نظرات
شهداي دماوند

 

 1390/09/01  
نظرات
دماوند در دوران جنگ تحميلي

 

 1391/11/02  
نظرات
معرفي كتاب

 

 1390/09/01  
نظرات
گفتگو

 

 1390/09/01  
نظرات
عكس

 

 1390/08/23  
نظرات
منتخبي از اشعار شعراي معاصر دماوند

 

 1390/08/22  
نظرات
جلوه هاي حماسه حسيني در كيلان

 

 1391/11/02  
نظرات
دانشمند ذوالفنون

 

 1390/08/21  
نظرات
با شاعران قديم دماوند

 

 1391/11/02  
نظرات
مسعود نصرتي؛ نويسنده ، محقق و پژوهشگر آثار دماوند

 

 1391/11/02  
نظرات
حاج عيسي هاشمي ، پدر شهيد جواد هاشمي

 

 1391/11/02  
نظرات
حاج صديفي ، پدر دو شهيد

 

اقتصاد

جاذیه های گردشگری

تقسیمات جغرافیایی

نقشه سایت

مقالات و دیدگاه ها




دانشجو: سایت عالی بود
......................................
داریوش براتی: با عرض سلام احترام خدمت شما من شهر دماوند رو بسیار دوست میدارم و میخواهم دانشجو دانشگاه دماوند شوم
......................................
دانشجو: سايت كاملي نبود
......................................
دانشجو: واقعا سایت جامع و جالبی بود خیلی به من کمک کرد فکر نمی کردم همچین اطلاعات جامعی بتونم راجع به دماوند پیدا کنم واقعا ممنون
......................................
سلام: لطفا با من تماس بگیرید. m_rezaei_5@yahoo.com
......................................
مجتبی غلامر ضایی: فوق العاده بود
......................................
R: واقعا سایت بسیار جامعی درست کردید. ای مهربان مهد امید . آخر تویی ماوای من هم مسکنم ، هم لانه ام ، كاشانه ي زيباي من دماوند
......................................
مسعود هاشمی: واقعا معرکه بود خسته نباشید
......................................
پ‍ژوهشسراي شهيد فائزي دماوند : با سلام واحترام در اين مركز ما در زمينه دبحث دماوند شناسي مشغول فعاليت مي باشيم و اماده مبادله اطلاعات با شما هستيم
......................................