امامزاده هاشم (ع)؛ يازده قرن ميعادگاه معنوي مردم منطقه دماوند

يك. امام حسن مجتبي (ع) را پسراني بود كه نسل آن حضرت از دو نفر از ايشان تداوم يافته است. «زيد» و «حسن مثني». زيد فرزند ارشد امام مجتبي (ع) بود. شخصيتي جليل القدر كه مورد اعتماد مردم مدينه و پناه و مامن مستمندان بود. پسران وي ابراهيم و حسن نيز از بزرگان علماء زمان خود بوده اند، نسب حضرت عبدالعظيم حسني (ع) از طريق پدرش عبدالله بن علي به حسن بن زيد بن حسن (ع) مي رسد. (الارشاد / مفيد – 1/361)
فرزند ديگر امام مجتبي (ع) ابومحمد حسن بن حسن معروف به حسن مثني (حسن دوم) است كه از مادري بزرگوار به نام خوله بنت منظور بن زبّان فزاري به دنيا آمد. وي در واقعه ي كربلا حضور داشت و نوزده ساله بود، در كربلا با دلاوري جنگيد و زخم برداشت و به اسارت درآمد. پس از واقعه ي عاشورا با فاطمه بنت الحسين ازدواج كرد و از وي صاحب فرزنداني شد كه از آن جمله اند:‌عبداله محض، ابراهيم غَمر و حسن مثلث (حسن سوم). وي تا سن 87 سالگي (بنا بر نقل مشهورتر) همواره در خدمت امام سجاد و امام باقر و از ارادتمندان آن بزرگواران بود (تاريخ طبري – 5/369 و عمده الطالب 89) در متون تاريخي آمده است كه حسن مثني به سبب مبارزه با ستم مروانيان و با توطئه وليد بن عبدالملك مسموم شده و به شهادت رسيد و پس از تشييع جنازه باشكوهي در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.
ابراهيم كه به ابراهيم الغمر معروف است، جد اعلاي امامزاده واجب التعظيم حضرت امامزاده هاشم (ع) است كه فرزندي داشت به نام اسماعيل (ديباج) و او فرزندي داشت به نام ابراهيم كه مردي مدير و مدبر بود و همواره در خدمت امام رضا(ع) حاضر بود. اين ابراهيم فرزندي به نام طباطبا داشت كه سادات بزرگ طباطبايي از فرزندان وي هستند. طباطبا فرزندي داشت به نام قاسم كه معروف به قاسم الرسّي بود و در يمن صاحب حكومت و ولايت شد و قرنها فرزندان او در آن ديار صاحب قدرت بودند. قاسم را فرزندي بود به نام حسين كه جد سوم امامزاده هاشم است و حكاياتي از شجاعت او نقل شده است. يحيي فرزند حسين پدربزرگ امامزاده هاشم و حسن فرزند يحيي پدر آن امامزاده واجب التكريم است. بدين ترتيب تبار نوراني امامزاده هاشم چنين است: هاشم بن حسن بن يحيي بن حسين بن قاسم بن طباطبا ابن ابراهيم ابن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن بن حسن بن علي بن ابيطالب (ع).
دو. براي امامزاده هاشم در برخي نسخ خطي موجود دو برادر (دوبرار) نيز ذكر شده است. از جمله اين فراز كه مي گويد:
و وي را (حسن بن حسن) را به القاي حسن مثني خوانند و باقي فرزندان او متفرق شدند و بعضي به ولايت ورامين افتادند و بعضي به كوه پايه دماوند روي به دارالمرز نهادند اما يحيي و يونس را در ولايت ورامين شهيد كردند اما محمود و يعقوب و جعفر و فرزندان محمودبن حسن بن امام حسن را لقمان و نعمان و يزدان و عمار و كنعان و طالوت و جالوت، آن ده تن را در دماوند به موضع قتلگاه شهيد كردند و سه روز تن هاي مبارك ايشان را در خاك مذلت افتادند و كسي را زهره ي آن نبود كه دفن كنند چون شب درآمد يحيي بن شجاع الدين ابن ابولولو انصاري فرزندان امامزادگان دفن كردند. آنگاه يحيي با فرزندان گفت: جهد كنيد كه خارجيان از حال ما آگاه نشوند و بدين سبب آن طايفه را بابا جهد گويند. اما حارث و هادي را به ده موشا شهيد كردند، اما هاشم بسيار جراحت خورده بر سر جوي موشا رسيد و به جوار حق پيوست. (1)
در نسخه ديگري كه گويا استنساخ از اين نسخه است (2) با اندك تفاوتي در عبارت و در صفحات 98 و 99 به اين موضوع اشاره شد و به جاي جوي موشا «كله ي موشي» آمده است كه: «اما هاشم را بسيار جراحت رسيده بود. چون به كله ي موشي رسيد به جوار حق پيوست.»
البته اين كه امامزاده هاشم (ع) برادر حارث و هادي بوده، جاي تحقيق بيشتري دارد.
چند نكته مهم
الف- از متون تاريخي وجود و لابلاي سطور آن پيداست كه قيام و هجرت فرزندان حسن مثني در قرن سوم هجري (فاصله 220 تا 290) بوده است.
ب- فرزندان حسن مثني به چهار كشور مصر، يمن، عراق و ايران – عمدتاً- رفته اند. در ايران نيز ولاياتي چون آذربايجان، اصفهان، ري، طبرستان، فارس و يزد بيشتر حضور داشته اند. سادات قاضي طباطبايي در آذربايجان، سادات زواره اصفهان، انجوي فارس، طباطبايي يزد از اين گروهند.
ج- احتمال دارد محمود و يعقوب و جعفر و فرزندان محمود كه در نسخه خطي آمده است همين شهيداني باشند كه به امامزاده هفت تن – هشت تن معروف اند.
د- باباجهد انصاري (يحيي بن شجاع الدين) كه براي دفن امامزادگان شهيد قيام كرده است، جد اعلاي سادات باباجهدي اوره است. از برخي نسخه هاي ديگر برمي آيد از ابولولو انصاري جد يحيي (باباجهد) از محله چالكا بوده است (شايد هم تشابه اسمي باشد كه با تحقيق احتمالاً روشن مي شود). درباره سادات اوره و انتساب آنها به امامزاده قاسم در فرصت ديگر  به تفصيل بيشتر خواهيم نوشت.
و- «كله» همان گردنه است كه در قديم به اين نام خوانده مي شده است. چنانچه «بژم» و «بشم» نيز به معناي گردنه يا كوه بلند است.
ط- درباره علت مهاجرت سادات حسني و حسيني به ايران دلايل مختلفي را مي توان برشمرد:
يك. مبارزه بي امان و مداوم آنان با بني اميه و بني عباس. درباره نقش سادات حسني در ترويج فرهنگ عاشورا و مبارزه ها و قيام هاي آنان تحقيقات زيادي شده است. قيام هايي از سوي محمدبن عبدالله محض (معروف به نفس زكيه) عبداله بن حسن بن حسن، ابراهيم بن طباطبا، و مهمتر از همه حسين بن علي بن حسن شهيد فخ .
اين مبارزات و قيامها موجب شد دستگاه ستم به تبعيد و زندان آنان همت گمارد يا به تعقيب آنان بپردازد. طبيعي است كه تشيع مردم ايران و محبت آنان به اهل بيت باعث مي شد با روي باز از آنان استقبال كنند.
دو. تبليغ فرهنگ تشيع و اهل بيت بسياري از سادات بني الحسن مثل حضرت عبدالعظيم حسني (ع) از محدثين و فقها بزرگوار بوده اند كه به قصد تبليغ فرهنگ اهل بيت به كشورهاي مختلف دنيا مهاجرت كرده اند.
سه. مهاجرت امام رضا (ع) به ايران و به دنبال آنان مهاجرت سادات حسني و حسيني به ايران اسلامي كه در راس آنان حضرت معصومه‌(س) و حضرت شاهچراغ (ع) است كه حدود چند هزار نفر از سادات بني فاطمه همراه ايشان به ايران آمده و بسياري از آنان در غربت به شهادت رسيدند و گروه زيادي از آنان منشا بركات علمي و معنوي شدند و اينك مزار ايشان پناهگاه مردم ايران اسلامي است.
در بين ولايات – يا استان هاي ايران- فارس، قم، ري، خراسان، طبرستان (مازندران)، ديلم (گيلان)، قومس (سمنان) بيشترين مهاجرت را شاهد بوده ند كه يكي از دلايل آن هجرت امامزادگان به هواي زيارت امام رضا (ع) يا مرقد مطهر ايشان بوده است.
چهار. اگر متون موجود تاريخي اعم از خطي و سنگي و چاپي به خوبي كندوكاو شود به روشني آفتاب معلوم مي كند كه از صدها سال قبل و قرنها پيش به شهادت اين اسناد، امامزاده هاشم (ع) و بقعه و بارگاه ايشان، در منطقه دماوند بوده است. انتظار اين است كه مسئولان محترم در وزارت ارشاد و سازمان اوقاف و امور خيريه و وزارت كشور، اين اسناد انكارناپذير را جدي بگيرند تا ارتباط عميق معنوي و عاطفي مردم يك سامان با امامزاده اي كه مردم مشاء آن يازده قرن است خدمتگزاري آستانش را افتخار مي دانند و بقعه ي نوراني اش وعده گاه هميشگي مردم اين منطقه در ايام جشن و عزا بوده است، خدشه دار و جرحه دار نگردد. انشاءالله

حميد آقايي

پي نوشت:
(1) نسخه خطي انساب در بيان فرزندان امام حسن مجتبي (ع)، ص 25 و ص 26
(2) اصل اين نسخه در اختيار آقاي سيد مسلم دادصفت است. گويا اين نسخه استنساخي از نسخه هاي ديگر است. از نوع كاغذ و خط چنين برمي آيد كه مربوط به دوران قاجار مي باشد.

منابع:
- الارشاد، ج 2/28 و 362
- منتهي الامال، 1/579
- ناسخ التواريخ، 2/322
- عمده الطالب في انساب آل ابيطالب
- تاريخ طبري، 5/369
- انساب الاشراف بلاذري
- بحار الانوار، جلد 44/163
- اعيان الشيعه، 7/95
- تاريخ كبير، 3/392
- عبدالعظيم حسني حياته / 84
- امامزادگان ري، 1/70/73


پيشينه تاريخي گردنه امامزاده هاشم (ع) يا بژم موشا

موقعيت جغرافيايي گردنه ي امامزاده هاشم (ع)
گردنه ي امامزاده هاشم (ع) در بلندترين نقطه ي كوه موشا، در ضلع شمال غربي 7 كيلومتري شهر دماوند، بخش رودهن در دهستان آبعلي در جاده هراز در ارتفاع 2750 متري از سطح دريا مشرف به شهر دماوند و مشا، در 60 كيلومتري استان تهران واقع شده است. اين گردنه مابين مشا و پلور در موقعيت كيلومتر 60 جاده هراز بر سر راه تهران به آمل واقع شده و مرز استان تهران به مازندران محسوب شده و اين دو استان را از يكديگر جدا مي سازد.
تنها اثر تاريخي در اين گردنه بقعه ي تاريخي معروف به امامزاده هاشم (ع) و يك كاروانسرا از دوره صفويه است كه در فهرست آثار تاريخي به شماره 617 در تاريخ 23/12/1345 جزو آثار تاريخي شهرستان دماوند، استان تهران به ثبت ملي رسيده است.
وجه تسميه ي گردنه ي امامزاده هاشم (ع)
گردنه ي امامزاده هاشم (ع) در گذشته به نامهاي «بژم موشا»، «پژم موشا»، «كله ي موشا»، «كتل امامزاده هاشم (ع)» معروف و مشهور بوده است. واژه ي «بژ» يا «پژ» در فرهنگ هاي لغت واژه اي قديمي و به معني «گردنه»، «كتل» و يا «سركوه» است و «موشا» يا «مشا» از روستاهاي دماوند محسوب مي شود. اكنون نيز به همين اسم در نزديكي گردنه واقع شده است.
كوه و ارتفاعات اطراف موشا به نام «كوه موشا» معروف بوده است. مكاني كه اكنون به نام گردنه ي امامزاده هاشم (ع) معروف شده در گذشته اي به چندان دور نام كوه موشا را به گردنه داده است. به همين علت بالاترين نقطه ي اين كوه يا گردنه ي اين كوه بنام كوه معروف شده بود. نوشته ي ظهيرالدين مرعشي شاهدي بر حجت اين موضوع است. ظهيرالدين مرعشي در كتاب تاريخ طبرستان و رويان و مازندران نوشته است:« ميرزا عبدالعظيم پسر سيد زين العابدين مكتوبي از منشات طبع وقاد خود نزد امير سليمانشاه بن داود كه از امراي بزرگ صاحبقران اعظم بود و ولايت ري و قومش و دماوند در تحت ايالت او بوده است بنوشت و آن مكتوب آن است كه نوشته مي شود:»... خاصه كسي را كه هيچ موسم، سيماهنگام، سرماروي، از راه پلور و «كوه موشا» جز به دشواري ميسر نيست.» و اعتماد السلطنه كه از نويسندگان بسيار چيره دست دوره قاجار است نوشته است:»كوه مشا گردنه اي است كه مشهور به گردنه ي امامزاده هاشم است.» و نيز در كتاب تاريخ گيلان و ديلمستان در اين باره آمده است: «آنجا قله هاي رفيعه است مثل «بژم موشا» كه خنكي آن موضع مشهور است.»
نام ديگر اين گردنه «كله ي موشا» تنها در يك نسخه خطي كه مربوط به امامزاده هاست و توسط محقق ارجمند جناب آقاي آقايي در اختيار نگارنده قرار گرفته آمده است:« هاشم (ع) جراحت و زخم زيادي ديده بود. وقتي كه به كله ي موشا رسيد شهيد شد.»
واژه «كله» به معني «سر» و به معناي مجازي همان «نقطه ي بلند» يا «گردنه»‌است. پس «كله ي موشا» همان «گردنه موشا» را مي دهد. به نظر مي رسد «كله ي مشا» محاوره اي و عاميانه تر نسبت به نامهاي ديگر است. در هرصورت در اين موضوع كه مكان امامزاده هاشم (ع) كه در گذشته بنامهاي بژم موشا، پژم موشا، كله ي موشا، گردنه ي موشا معروف بوده و نام خود را از روستاي موشا دماوند گرفته. شك و ترديدي نيست و اينكه قله هاي آنجا نام خود را از روستاي نزديك خود گرفته و بنام كوه موشا معروف بوده و سپس گردنه ي عبور و مرور بنام كوه يعني بژم موشا يا پژم موشا يا كله ي موشا مشهور شده و پس از اينكه بقعه ي امامزاده هاشم (ع) در آن مكان ساخته شد رفته رفته بنام امامزاده شهرت پيدا كرد.
مقبره ي امامزاده هاشم (ع)
بقعه ي امامزاده هاشم (ع) مقبره اي دارد كه به نام امامزاده هاشم (ع) معروف است. اين مقبره را متعلق به هاشم (ع) از نوادگان امام حسن مجتبي (ع) مي دانند. هاشم بن حسن بن يحيي بن حسين بن طباطبا بن ابراهيم بن اسماعيل بن  ابراهيم بن حسن مثني بن حسن مجتبي بن علي ابن ابيطالب (ع). در منابع آمده است كه حسن بن يحيي چهارده فرزند به نام هاي محمد، احمد، محمود، يعقوب، يونس، يوني، حارث، هادي، هاشم، طيب، جمشيد، مرتضي، مصطفي و ابوتراب داشتند.
اين فرزندان در زمان عبدالملك بن مروان از بغداد رو به سوي ايران نهادند و در راه رسيدن به مرو و به قصد پيوستن به حضرت علي بن موسي الرضا (ع) بعضي از ايشان به سوي ورامين و بعضي به كوهپايه دماوند رفتند. سه تن از ايشان به نامهاي حارث و هادي و هاشم (ع) از دماوند گذشتند و به روستاي موشا رسيدند. دو تن از آنان به نام هاي حارث و هادي (ع) توسط دشمنان در روستاي موشا شهيد شدند و در موشا دفن شدند و اكنون بقعه ي زيارتي بنام «دوبرار» در روستاي موشا بيانگر همين موضوع است. اما هاشم (ع) كه جراحت و زخم زيادي ديده بودند از دست دشمنان فرار كرده، وقتي كه به گردنه ي موشا رسيد از شدت جراحت شهيد شدند و در همان گردنه ايشان را دفن كردند. اكنون مقبره ي ايشان كه با هشت نسل نسب شان به امام حسن مجتبي (ع) مي رسد، زيارتگاه بسياري از مشتاقان آن حضرت است.
روايت است كه امامزاده هاشم (ع) وقتي كه جراحت ديده بودند به گردنه ي موشا مي رسند، جايي در كنار چشمه كه زانو زده بودند تا از آب آن بنوشند به «گردزانو» معروف شده بود و هر ساله در گذشته هاي نه چندان دور مردم دماوند و موشا با مراسم سينه زني و عزاداري تا آن مكان رفته و مراسمي برگزار مي كردند.


پيشينيه ي تاريخي گردنه ي امامزاده هاشم (ع)
قديمي ترين نوشته درباره ي گردنه ي امامزاده هاشم (ع) در كتاب تاريخ گيلان و ديلمستان در جايي كه به ذكر حوادث سالهاي 61-860 هجري مي پردازد به نام اين گردنه اشاره كرده و نوشته است:«روز چهارشنبه نوزدهم رجب در تاريخ مذكور بعد از نماز عصر زيديه از ترتيه رستاق به تعجيل دوانيده آمد، چنانكه چون نماز شام بود به ولايت نمارستاق اتفاق افتاد. چون اسبان جو بخوردند، چنان قدغن رفت كه چون صبح صادق طلوع كرد، به پاي قلعه لوند به باغي پنهان شده، اسبان را علف داده، چندان توقف رفت كه نماز شام شد. به سبب آن كه لشكر را روز مردم لارجان ببينند و به ملك كاوس خبر نرسانند.
چون شب درآمد و هوا به غايت خنك بود و اواسط قوس شده بود و آنجا قله هاي رفيعه است مثل «بژم موشا» كه خنكي آن موضع مشهور است. از آن باغ لوندر سوار شده، به قريه پلور به خانقاهي كه آنجاست زماني مكث رفت، چندان كه دست و پاي مردم كه خنك شده بود و نزديك بود كه از كار بيفتد در خانقاه به آتش گرم كردند و از آنجا روان گشته از راه «بژم موشا» دوانيده آمد چون صبح برآمد از آن موضع مخوف پربرف بعون الله به سلامت گذشته شد و بر ملك كاوس دوانيده آمد.» و نيز در كتاب تاريخ طبرستان و رويان و مازندران آمده است:«... از راه پلور و «كوه موشا» جز به دشواري ميسر نيست...».
و در دوره قاجار نيز در منابع تاريخي و سفرنامه ها به جهت اينكه بلندترين نقطه و مرتفع ترين گردنه ي ورود به منطقه ي دماوند بوده از آن ياد كرده اند.
اعتمادالسلطنه در كتاب «في التدوين جبال الشروين» در جايي كه از محدوده خاك رويان صحبت مي كند مي نويسد: بنابراين خاك رويان از مغرب به رودخانه ي چالوس و كرج رود و از مشرق به رودخانه هراز و «بژم موشا» و حدود دماوند و از جنوب به كوه هاي توچال كه در شمال ري قديم است و از شمال به حاشيه دريا محدود مي شود. و در كتاب رسائل اعتماد السلطنه آورده است:« كوه مشا گردنه اي است كه مشهور به گردنه ي امامزاده هاشم است و مشرف است به چمن مشا كه الحال به چمن مشا معروف است و جزء خاك دماوند است.»
به نظر نيازي به توضيح نباشد كه در هر سه منبع تاريخي فوق ذكر نام كوه موشا براي ارتفاعات امامزاده هاشم مسجل است و براساس نام كوه موشا گردنه ي ارتفاعات موشا به همين نام يعني «بژم موشا» معروف شده بود. بنابراين اين نكته را بايد اذعان كرد كه بدون شك جزء محدوده خاك دماوند محسوب مي شود نمونه ي ديگر در اين باره ناصرالدين شاه در سفرنامه ي خود به مازندران مي نويسد:« حكيم الممالك كه از طهران آمده بود، بالاي گردنه به حضور رسيد و نزديكي امامزاده هاشم (ع) «حاجي ميرزايحيي» حاكم دماوند ديده شد.»
آنچه كه مسلم است اين موضوع است كه نام گردنه ي امامزاده هاشم (ع) از دوره قاجار به بعد كم كم شهرت بيشتري پيدا كرد و اين موضوع در سفرنامه ها به چشم مي خورد. در كتاب رسائل اعتماد السلطنه در جايي ديگر آمده است: «پلور محدود است از سمت جنوب به دره اي كه راه گردنه امامزاده هاشم (ع) است.»
شاهد ديگري درباره گردنه ي امامزاده هاشم (ع) نوشته ديگري از اعتماد السلطنه است كه مي نويسد:« در اصل قله گردنه مقبره امامزاده هاشم (ع) است و يك كاروانسراي كوچكي در قديم از سنگ ساخته بودند كه همان طور حالا برقرار است از آنجا چشمه لار كه از دهات دماوند و متعلق به اولاد احمدخان نوائي است.»
در جلد سوم كتاب مرات البلدان دره ي جيرنگ و گردنه ي امامزاده هاشم (ع) جزو قلمرو حكومت دماوند ياد شده است. هينريش بروگش كه در سال 1861 ميلادي در 139 سال به دماوند سفر كرده بود از گردنه امامزاده هاشم (ع) عبور كرده و نوشته است:«پس از طي راه سر بالا و با شيب زياد و گذشتن از يك گردنه به امامزاده هاشم (ع) كه مرتفع ترين نقاط اين منطقه به شمار مي رود رسيديم. از ارتفاعات به طرف دشت پايين آمديم. پس از چند ساعتي راه پيمايي و گذشتن از چند ارتفاع ديگر بالاخره شهر دماوند را كه در ميان انبوه درختان سرسبز محصور شده بود مقابل خود يافتيم.»
كلودآنه فرانسوي كه در سال 1269 شمسي، 84 سال پيش به دماوند سفر كرده بود در كتاب خود در وصف اين گردنه مي نويسد:«در قله ي كوه نمازخانه كوچكي است يعني امامزاده اي ديده مي شود كه خود نشانه ي مرتفع ترين نقطه ي گردنه است و نزديك به سه هزار متر ارتفاع دارد. آهسته و به زحمت از سينه ي تپه بالا مي رويم... شهر دماوند را مي بينيم كه زيرپايمان در اعماق دره خود را جمع و جور كرده است. با مساجد فيروزكوه فامش با دار و درختش شهر دماوند را كه خانه هايش ميان درختان پنهانند و گرداگردش دره ها و مزارعي كه به رنگ خاكستري لطيف است به تماشا مي نشينيم.»
اعتماد السلطنه در روزنامه خاطرات اش در جايي ديگر درباره گردنه امامزاده هاشم نوشته است:«امروز كتل امامزاده هاشم (ع) را كه از راههاي سخت دنيا است بايد طي كرد چون در اطاق منزل داشتم. صبح بسيار زود بنه را فرستادم. تعارف مختصري به صاخب خانه داديم، اردو آمدم. شاه سوار شدند. همه جا راندند با كمال تعجيل تا پاي گردنه رسيدند. از اين جا به بعد راه بسيار بد و مشكل است. برف كه ديروز و ديشب باريده بود، يخ بسته بود. پاي ها قدرت حركت نداشتند. بعضي جاده كه يك پارچه يخ شده بود مجبور به اين شدند كه نمد اسب ها را فرش بكنند و اسب ها و قاطرها را از روي نمد عبور دهند. به قدري راه بد بود كه شاه نيم فرسخ پياده تشريف آوردند. تقريبا دو فرسخ كه از رينه دور شدم در حوالي پلور كه در تابستان مكرر در ركاب همايون ما هم عقب آنها را گرفته از «گردنه هاشم (ع)» بالا رفتيم.
اگرچه اين «گردنه» چندان بلند نيست و اين راه كه ساخته شده در حقيقت اين «گردنه» را از اغلب شوارع عامه ايران سهل المسلك تر كرده اما در فصل زمستان گاهي چنان بوران مي شود كه مكرر چندين نفر آدم و چند مال تلف شده. در اصل قله «گردنه» مقبره مقبره امامزاده هاشم (ع) است و يك كاروانسراي كوچكي در قديم از سنگ ساخته بودند كه همان طور حالا برقرار است پايين گردنه چمن و جلگه موشا است. از آنجا چشمه لار كه از دهات دماوند و متعلق به اولاد احمدخان نوائي است.»
ژاك دومورگان در طي تحقيقات خود درباره دماوند نوشته است:« نقش مهمي را كه دماوند در تاريخ ايران ايفا كرده است مي دانيم .... در پاي دماوند بخش باريك ولي ثروتمندي هست كه در قسمت علياي آن، دهكده رينه و در قسمت سفلاي آن دهكده وهنه جاي دارد. ناحيه وهنه – رينه بر دره لار، ميان گردنه امامزاده هاشم (ع) و گردنه هاي بند بريده واقع است. اين ناحيه به خودي خود واحد جغرافيايي حاصلخيزي است كوههاي سترگي مانند دماوند آن را فراگرفته اند و قله دماوند از جانب باختر مشرف بر آن است....».
در گزارش سفرنامه هاي تاريخي فوق دقت شود متوجه مي شويم كه گردنه ي امامزاده هاشم (ع) به جهت اينكه در حوزه جغرافيايي دماوند قرار دارد، در هر كجا كه از گردنه امامزاده هاشم (ع) ياد مي شود پس از آن نام دماوند هم ديده مي شود. ماساجي اينووه يكي از سفرنامه نويسان در هنگام عبور از گردنه امامزاده هاشم (ع) نوشته است:«از رينه كه 28 ورست راه آمدم. و بر روي هم 121 ورست راه كوهستان را سواره در دو روز و نيم پيمودم، به خط الراس اين رشته كوههها رسيدم. در همه اين مسير، راه سد بالا بود و از اينجا مي توانيد بلندي اين رشته كوهها را تصور كنيد. بالاي اين قله امامزاده يا زيارتگاهي بود و در پاي اين زيارتگاه چايخانه اي. اينجا پياده شدم و كمي آسودم.»
ه.ل رابينو كه در سال هاي 1288 و 1289 شمسي، 90 سال پيش براي تحقيق به مازندران سفر كرده بود، پس از جمع آوري اطلاعات و استفاده از كتاب هاي مرجع، كتابي به نام «مازندران و استرآباد» تاليف نموده است. در اين كتاب در بخش مربوط به آمل و روستاهاي آن از لاريجان و تمامي دهات آن را ذكر مي كند، اما نامي از مكان امامزاده هاشم (ع) نمي برد. گذشته از سفرنامه ها و منابع تاريخي در دايره المعارف هاي فارسي به عنوان نمونه در دايره المعارف معروف غلامحسين مصاحب كه در سال 1345 شمسي چاپ شده در معرفي شهرستان دماوند گردنه ي امامزاده هاشم (ع) جزو دماوند معرفي شده است.
در سازمان اسناد ملي ايران، نقشه اي بدون تاريخ  در آرشيو نقشه وجود دارد. در اين نقشه گردنه ي امامزاده هاشم (ع) در محدوده دماوند ثبت شده است.
سازمان ميراث فرهنگي در آرشيو مركز اسناد، بناي تاريخي امامزاده هاشم (ع) و كاروانسراي آن را با شماره 617 در تاريخ 23/12/1345 جزو آثار تاريخي شهرستان دماوند از استان تهران به ثبت ملي رسانده است.
در دفتر اسناد و مدارك سازمان حج و اوقاف و امور خيريه، بقعه ي زيارتگاهي امامزاده هاشم (ع) طبق اسناد اوقاف سند مالكيت ششدانگ بقعه مباركه اممزاده هاشم (ع) و  اراضي متصل به آن به مساحت شصت و چهار هزار و هفتصد و پنجاه و يك متر و سي سانتي متر پلاك 2975 فرعي از سنگ 56 اصلي واقع در قريه مشاء حوزه ثبتي دماوند ذيل ثبت صفحه شماره 4596 تحويل يكي از اعضا هيئت مديره شده است و سند مالكيت ششدانگ يك قطعه زمين مشتمل بر مهمانخانه و هتل و اراضي متصل به آن به مساحت چهل و چهار هزار و پانصد و شصت متر مربع صفحه 165 دفتر 341 به نام اداره اوقاف و امور خيريه دماوند ثبت و صادر شده و سند مالكيت ششدانگ يك قطعه زمين شامل گورستان و محل منبع سوخت و اتاق متصل به آن به مساحت هفتاد و سه هزار و صد و چهل و دو مترمربع پلاك 2977 فرعي از سنگ 56 اصلي واقع در قريه مشا حوزه ثبتي دماوند ذيل ثبت صفحه 168 دفتر 341 به نام اداره اوقاف و امور خيريه شهرستان دماوند در تاريخ 10/8/1377 ثبت و صادر شده و به شرح توضيحات فوق تحويل اداره اوقاف شهرستان دماوند شده است.

 

نكته ي قابل توجه اين است قريه مشا جزء حوزه ثبتي شهرستان دماوند از آغاز تشكيل سازمان ثبت و اسناد و املاك كشور بوده و اينكه در زمان شروع ثبت عمومي اداره ثبت و اسناد املاك شهرستان دماوند كه از سال 1310 هجري شمسي به تعداد هشت منطقه قطعه بندي گرديده است كه سنگ 53 اصلي قريه مشا جزء قطعه اول شهرستان دماوند قرار گرفته است. بديهي است كه امامزاده هاشم (ع) و اطراف آن در حوزه مالكيتي شهرستان دماوند قرار مي گيرد و در اين موضوع هيج جاي شك و شبهه اي باقي نمي گذارد. بنابراين طبيعي است كه تمامي كارهاي اجرايي در حوزه امامزاده هاشم (ع) به اداره اوقاف و امور خيريه دماوند بازگردد. در همين راستا تمامي تعميرات و تغييرات و الحاقات و ساخت و سازها و همه امور امامزاده هاشم (ع) برعهده اداره اوقاف و امور خيريه دماوند بوده و اكنون نيز ادامه دارد.
در تمامي كتاب هاي جغرافيايي ايران گردنه امامزاده هاشم (ع) جزو محدوده هاي دماوند و شمال تهران معرفي شده است به عنوان نمونه در كتاب جغرافياي مفصل ايران و در دايره المعارف جغرافيايي كه سوي سازمان جغرافيايي ايران چاپ و منتشر شده است، گردنه ي امامزاده هاشم (ع) را جزو حوزه جغرافيايي دماوند ثبت كرده اند. در فرهنگ هاي جغرافيايي كه از سوي سازمان جغرافيايي چاپ و منتشر شده به عنوان نمونه در فرهنگ جغرافيايي (آباديها) جلد اول استان مركزي كه در سال 1335 شمسي از سوي سازمان جغرافيايي كشور چاپ شده اين گردنه در محدوده جغرافيايي دماوند ذكر شده است. در فرهنگ جغرافيايي آباديها جلد 38 كه از سوي سازمان جغرافيايي كشور منتشر شده است گردنه ي امامزاده هاشم (ع) جزو دهستان آبعلي شهرستان دماوند معرفي شده است.
لازم به ذكر است كه گردنه ي امامزاده هاشم (ع) با توجه به سابقه ي تاريخي آن هميشه جزو حوزه جغرافيايي دماوند بوده و مرز بين استان تهران و مازندران محسوب شده و اين نكته حتي از نظر كارشناسان سازمان جغرافيايي و سازمان برنامه و بودجه، وزارت راه و ترابري دور نمانده و در كتابهاي تاليفي خود از آن به عنوان محدوده جغرافيايي دماوند از استان تهران ياد كرده اند به عنوان نمونه در كتاب «اطلس ملي ايران، حمل و نقل» گردنه ي امامزاده هاشم (ع) را جوز محور تهران شناخته و معرفي نموده است. اين نكته حتي در هنگام تاليف كتابي با عنوان «مسافت راههاي كشور» كه از سوي وزارت راه و ترابري منتشر گرديده مورد توجه بوده و اين گردنه به عنوان محور تهران ثبت شده است.
سرانجام سخن اينكه پيشينه ي تاريخي گردنه امامزاده هاشم (ع) براساس منابع و متون تاريخي و سفرنامه هاي تاريخي حكايت از نكات مهمي دارد كه در ذيل به آنها مي پردازيم:
نكته ي اول اينكه منابع و متون تاريخي و سفرنامه ها براين موضوع صحه مي گذارند كه اين گردنه قبل از اينكه به امامزاده هاشم (ع) شهره شود به جهت اينكه قله كوه آنجا به جهت نزديكي با روستاي «موشا» به نام «كوه موشا» معروف بوده و اين نام به گردنه نيز اطلاق شده و به «بژم موشا» ، «پژم موشا»‌، «كله ي موشا» مشهور شده بود. پس از اينكه بقعه ي امامزاده هاشم (ع) ساخته شد خصوصاً از دوره قاجار به بعد رفته رفته به كتل امامزاده هاشم (ع) گردنه ي امامزاده هاشم (ع) معروف شد. بنابراين اينكه درحوزه جغرافياي مشاء قرار داشته و دارد شكي باقي نمي گذارد.
نكته ي دوم كه بازهم دلالت بر اينكه گردنه ي امامزاده هاشم (ع) در حوزه جغرافيايي دماوند قرار داشته اين است كه در سفرنامه ها مكررا برمي خوريم كه آمده است:«كوه مشا گردنه اي است كه مشهور به گردنه ي امامزاده هاشم (ع) است و مشرف به چمن مشاء كه الحال به چمن مشا معروف است و جزء خاك دماوند است.» و نيز در جايي ديگر آورده شده كه «محدوده جغرافيايي پلور از سمت جنوب به دره اي كه راه گردنه امامزاده هاشم (ع) است... » در واقع محدوده جغرافيايي پلور روشن است و اينكه گردنه امامزاده هاشم (ع) جزو خاك پلور نبوده است بلكه متعلق به دماوند بوده است. و در جايي ديگر دوبار تكرار شده كه «گردنه امامزاده هاشم (ع) متعلق به دهات دماوند و متعلق به اولاد احمدخان نوائي است.» و نيز در جايي ديگر ذكر مي شود كه «دره ي جيرنگ و گردنه ي امامزاده هاشم (ع) جزو قلمرو حكومت دماوند است.»
نكته سوم كه علاوه بر وحدت جغرافيايي، وحدت فرهنگي هم نشان از ارتباط و وابستگي امامزاده هاشم (ع) به دماوند است و آن اين است كه طبق منابع هادي، حارث و هاشم (ع) سه برادر بودند كه پسران حسن بن يحيي بن حسين بن طباطبا بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن مثني بن حسن مجتبي (ع) بن علي ابيطالب (ع) هستند كه به كوهپايه دماوند آمده بودند. همانطور كه ذكرش رفت دو برادر هادي و حارث در مشا شهيد شده و اكنون مقبره شان بنام «دوبرار» معروف است و هاشم (ع) پس از جراحت و زخم حركت كرده به گردنه ي موشا مي رسند شهيد مي شوند و در همانجا دفن مي شوند. در واقع نوعي وابستگي و پيوندي كه بوده و انكارناپذير است.
و مهم تر اين كه يك مراسم مهم و مذهبي هر ساله در جايي كه امامزاده هاشم (ع) در كنار چشمه اي زانو زده بودند به نام «گردزانو» معروف شده بود، هيئت مذهبي مراسم سينه زني از دماوند و مشا تا‌ آنجا برگزار مي شده است و هنوز هم اين مراسم البته نه تا آن مكان كه البته آن مكان «گردزانو»‌ ديگر رفته رفته حذف شده است، بلكه تا خود امامزاده هاشم (ع) به شكل هاي مختلف و در روزهاي خاص مذهبي ادامه دارد. كدام موضوع از اين مهم تر كه مردم دماوند در روزهاي مذهبي و يا مراسم خاص هنوز هم شان و حرمت امامزاده جليل القدرشان را حفظ كرده و حفظ مي كنند. آيا از اين حركت فرهنگي كه از دماوند برمي خيزد مهم تر وجود دارد؟ كه نشان از عقيده و اعتقادشان است.
تاريخچه كاروانسرا و بقعه امامزاده هاشم (ع)
گردنه ي امامزاده هاشم (ع) در بلندترين نقطه به علت كوهستاني بودن هوايي بسيار سرد و سخت خصوصا در فصل زمستان دارد. پيمودن اين مسير در زمستان با دشواري بسيار همراه است. گزارش اعتمادالسلطنه از سفر ناصرالدين شاه در عبور از اين گردنه نشان از اين دارد كه پيمودن اين مسير در زمستان بسيار سخت بوده است. در اين باره نوشته است:«شاه سوار شدند، همه جا راندند با كمال تعجيل، تا پاي گردنه رسيدند. ازاين جا به بعد راه بسيار بد و مشكل است. برف كه ديروز و ديشب باريده بود يخ بسته بود. پاي ها قدرت حركت نداشتند. بعضي جاها كه يك پارچه يخ شده بود، مجبور بر اين شدند كه نمد اسب ها را فرش بكنند... به قدري راه بد بود كه شاه نيم فرسخ پياده تشريف آوردند.»
هواي سخت و سرد خصوصاً‌زمستان گردنه امامزاده هاشم (ع) سبب شده بود كه يك كاروانسراي كوهستاني در كنار راه گردنه بسازند. كاروانسراهايي كوهستاني معمولا شامل اطاق هاي كوچكي هستند كه به آساني گرم مي شوند و در شب هاي سرد زمستاني پناهگاه خوبي به شمار مي روند. گردنه ي امامزاده هاشم (ع) كه يكي از مسيرهاي پرتردد چه در گذشته و حال به شمار مي رود، وجود اين كاروانسرا، هنگام طوفان ها و بهمن ها در اين گردنه فوق العاده اهميت داشته است.
ماكسيم سيرو در اين باره نوشته است:« گردنه ي امامزاده هاشم (ع) مرتفع ترين نقطه اي است كه كاروانيان از آن عبور مي كنند (2976 متر بالاي سطح دريا) و در ميان راه دماوند به آمل قرار دارد. در اين مكان بهمن هاي متعددي در فصل زمستان از بالاي كوه سرازير مي شوند و راه را بند مي آورند. ضمناً طوفان هاي شديد هم راه را بر كاروانيان مسدود مي نمايد و به همين سبب است كه تعداد پناهگاه هاي زياد در اين ناحيه ساخته شده است.»
تاريخچه كاروانسراي امامزاده هاشم (ع)
كاروانسراي امامزاده هاشم (ع) در كنار امامزاده واقع شده بود. در اين كاروانسرا، اصل معماري قرينه سازي رعايت شده بود.
در ابتداي كاروانسرا دالاني قرار داشته كه از آن راهي به طرف اصطبل باز مي شود (به نقشه نگاه كنيد). در مقابل مدخل پناهگاه سايه باني است كه به منزله كفش كن نيز بوده است. محل اقامت اصلي كاروانيان كاملاً محفوظ و گرم بوده، زيرا تنها از يك در كوچكي مي توان وارد آن شد. اين در مقابل مدخل اصلي پناهگاه قرار نگرفته بود تا هواي سرد از مدخل پناهگاه وارد آن نشود. اتاق اقامت اصلي وسيع بود، زيرا مسافران و كاروانيان در اين محل رفت و آمد زياد داشتند. در ميان اين تالار يك پايه قطور ساخته شده بود و به اين طريق امكان پيدا شده بود كه روي تالار را با چهار گنبد كوچك بپوشانند.
در ضلع غربي كاروانسرا، دو در كوچك تعبيه كرده بودند. اين دو در به سوي حياطي باز مي شده كه يك طرف آن امامزاده بود، طرف ديگر قهوه خانه اي و طرف چهارم ديوار صاف وجود داشته است. عمل تهويه به وسيله ي سوراخهايي كه در بالاي گنبدها تعبيه شده انجام مي گيرد. در اطاقي كه مسافران اقامت مي كردند يك اجاق يا بخاري در داخل ديوار ساخته شده بود. مجموع ساختمان با ديوارهاي قطور ساخته شده بود و براي استحكام بيشتر در كنار ديواره ها جرزهايي هم قرار داده بودند.
مصالح بنا قلوه سنگ ها بوده كه روي هم قرار گرفته و با آهك به هم متصل شده بودند. اين كاروانسرا به دستور شاه عباس اول ساخته شده بود. (ماكسيم سيرو، ص 76 و 77)


 نگاهي به آرامگاه امامزاده هاشم (ع) و كاركردهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن

چكيده
در 60 كيلومتري شمال‌غرب تهران (جاده هراز)، در بالاترين ارتفاعات مشرف به دماوند و دشت مشاء، بقعة امامزاده هاشم(ع) در گردنه‌اي به همين نام قرار گرفته است. هر چند بناي كنوني اين بقعه نوساز و پيوسته در حال گسترش و توسعه است، قدمت بناي اصلي آن به دورة صفويه باز مي‌گردد كه با شمارة 617 در تاريخ 23/12/1345 به ثبت آثار ملي رسيده است. اين نقطه موقعيت مكاني و جغرافيايي دارد وجود كاروانسرا در كنار آن كه در گذشته، پناهگاهي براي كاروان‌ها در مقابل سرما و بوران منطقه بوده، دليلي بر اين مدعاست. كوهستاني بودن منطقه و قرارگيري بناي امامزاده در مسير يكي از پرترددترين جاده‌هاي كشور، علاوه بر كاركرد اصلي مذهبي و زيارتي آن، زمينه‌ساز پيدايش كاركردهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي شده و توقفگاه مناسبي را براي زائران و مسافران خسته از راه فراهم آورده است.
كليد واژه ها: بقعه، صفويه، ثبت آثار ملي، امامزاده هاشم (ع)، كاركرد
مقدمه
بقاع متبركه و اماكن آرامگاهي، از جنبه‌هاي گوناگون تاريخي، هنري، مذهبي و اجتماعي، در معماري اسلامي و فرهنگ جامعة ايراني نقش اساسي داشته و از نظر تعداد، پس از مساجد رتبة دوم را به خود اختصاص داده اند، و امامزادگان هم در اين دسته جاي دارند و امروزه كمتر شهر و يا روستايي در ايران وجود دارد كه سهمي از اين بناها نداشته باشد. شمار زياد امامزادگان در ايران، گوياي موج گستردة مهاجرت‌هايي است كه در قرون اولية اسلامي به سمت ايران صورت گرفته است. آنچه در اين بين حائز اهميت است، كاركردهاي مختلف اين بناهاست. در اين نوشتار سعي شده است پيشينة تاريخي و كاركردهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آرامگاه امامزاه هاشم (ع) معرفي شود. روش اين مطالعه، ميداني وهمراه با بررسي اسناد، منابع و مراجع مربوط است. از مسئولان ادارة اوقاف شهرستان دماوند و مديريت محترم آستان امامزاده هاشم (ع) سپاسگزار است كه با همكاري بي‌شائبة خود اطلاعات و اسناد لازم در اين موضوع را در اختيار وي قرار داده‌اند.
نگاهي به امامزاده هاشم (ع): موقعيت مكاني امامزاده هاشم (ع)
شهرستان دماوند در شمال شرقي استان تهران قرار دارد و جزء مناطق سردسير كشور به حساب مي‌آيد و تقريباً تمامي روستاهاي آن در ارتفاعي بالاتر از 1500 متر قرار دارند. اين منطقه توسط دو رودخانه مشروب مي‌شود كه يكي از مشرق و از درياچه‌هاي تار و مومج سرچشمه مي‌گيرد و ديگري از شمال‌غربي جاري مي شود و از قرية مشاء در پاي گردنة امامزاده هاشم (ع) عبور مي‌كند و اتصال اين دو رود، رود دماوند را تشكيل مي‌دهد. از چشمه‌هاي معدني معروف اين منطقه، چشمه اعلي است كه آب گوارايي دارد (كيهان ، 1311: 2/351) و داراي فوايد درماني و بهداشتي بسياري است. هواي مطبوع و ييلاقي منطقه، از قديم موجب جذب مردم تهران به اين منطقه براي استراحت شده و اين امر، آمار زائران امامزادگان اين منطقه را بالا برده است.
فعاليت آتشفشاني‌كوه دماوند و وجود گسل‌هايي در اين ناحيه، اين منطقه را زلزله‌خيز نيز كرده است (درويش‌زاده،1370: 758).
سفرنامه‌نويس‌ها و نويسندگان متون تاريخي به دليل وجود كوه اساطيري و افسانه‌اي دماوند و نيز قرار داشتن اين منطقه در مسير منطقۀ سوق‌الجيشي سرزمين طبرستان و ري و قومس، همواره ارزش و اهميت دماوند را مورد توجه قرار داده و در نوشته‌هاي خود از آن ياد نموده‌اند (نصرتي،1381: 129).
در ضلع شمال غرب جاده هراز (60 كيلومتري شمال غرب تهران و20 كيلومتري شهر دماوند)، در بالاي ارتفاعات مشرف به دماوند و دشت مشاء، در ارتفاع 2720 متري از سطح دريا، امامزاده آباد و پر رونقي وجود دارد كه به امامزاده هاشم (ع) معروف است. اين بنا، از امامزاده زين‌العابدين(ع) روستاي مشاء، 2160 متر و امامزاده دو برادر (هادي و حارث (ع)) دشت مشاء،2530 متر فاصله دارد (پازوكي، 1381: 222).
يكي از ويژگي‌هاي خاص اين امامزاده كه آن را مشهور، آباد و پر رونق ساخته، ويژگي بين راهي بودن آن است كه شايد از اين نظر، جزء معدود نمونه‌هاي اين‌چنيني در كشور باشد. موقعيت جغرافيايي اين امامزاده كه در گردنه و در مسير يكي از پرتردد‌ترين جاده‌هاي كشور واقع شده، سبب گرديده است تا اين امامزاده در سا‌ل‌هاي اخير روز به روز پر رونق‌تر و آبادتر شود.
بررسي پيشينۀ تاريخي و نام و نشان صاحب بقعه
بنا به گفتۀ كهنسالان منطقه، در گذشته، در محل امامزاده هاشم (ع) و گردنۀ مذكور، كاروان‌سرايي وجود داشت كه در قسمت شمال غرب آن اتاق كوچكي بود كه تنها گنجايش چند نفر را داشت و آن را امامزاده هاشم(ع) مي ناميدند.
ماكسيم سيرو در مورد اين كاروانسرا مي نويسد: «دامنۀ شمالي جبال و روي گردنۀ امامزاده هاشم (ع)، مرتفع‌ترين نقطه‌اي است كه كاروانيان از آن عبور مي‌كنند و در ميان راه دماوند به آمل قرار دارد. در اين مكان، بهمن‌هاي متعددي در فصل زمستان از بالاي كوه سرازير مي‌شوند و راه را بند مي‌آورند. ضمناً طوفان هاي شديد هم راه را بر كاروانيان مسدود مي‌نمايد و به همين سبب است كه تعداد زيادي پناهگاه در اين ناحيه ساخته شده است [پلور در فاصلۀ 6 كيلومتري امامزاده هاشم (ع) قرار دارد]. كاروانسراي امامزاده هاشم (ع) دركنار امامزاده واقع شده است. در اين كاروانسرا از نظر اصول ساختماني قرينه‌سازي به كار رفته است. در ابتداي پناهگاه دالاني قرار دارد كه از آن راهي به طرف اصطبل باز مي‌شود. در مقابل مدخل پناهگاه، سايباني است كه به منزله كفش‌كن نيز هست. محل اقامت اصلي كاروانيان كاملاً محفوظ و گرم است زيرا تنها از يك در كوچك مي‌توان وارد آن شد. اين در، مقابل مدخل اصلي پناهگاه قرار نگرفته است تا هواي سرد از مدخل پناهگاه وارد آن نشود. اتاق اقامت اصلي وسيع است زيرا مسافران و كاروانيان در اين محل رفت‌ و آمد زيادي دارند. در ميان اين تالار، يك پايۀ قطور ساخته شده و به اين طريق، اين امكان پيدا شده است كه روي تالار را با چهار گنبد كوچك بپوشانند. در ايام اخير، در ضلع غربي پناهگاه، دو در كوچك تعبيه شده است. كه به حياطي باز مي شوند كه يك طرف آن، امامزاده است وطرف ديگر آن قهوه‌خانه و طرف چهارم، ديوار صاف است.
عمل تهويه به وسيله سوراخ‌هايي كه در بالاي گنبدها تعبيه شده است انجام مي گيرد. در اتاقي كه مسافران اقامت مي‌كنند، يك اجاق يا بخاري در داخل ديوار ساخته شده و مجموع ساختمان با ديوارهاي قطور بالا رفته است و براي استحكام بيشتر در كنار ديوارها جرزهايي هم قرار داده‌اند. مصالح بنا همان قلوه سنگ‌هايي است كه روي هم قرار گرفته و با آهك به هم متصل شده‌اند. مي‌گويند اين پناهگاه به دستور شاه عباس اول برپا شده است»(سيرو، بي‌تا:76 - 75).
در سفرنامه‌ها به امامزاده هاشم (ع) نيز اشاره شده است. به عنوان مثال كلود آنه، نويسنده و روزنامه نگار فرانسوي كه در تابستان سال 1909ميلادي به دماوند سفر كرده است در اين مورد مي‌نويسد: «بعد از يك توقف كوتاه در شهر فراموش نشدني دماوند، دوباره براي حركت در جاده پشت سر هم رديف شده‌ايم ... حالا از دره خارج شده‌ايم و در دامنه نخستين رشته كوه‌هايي هستيم كه يك راست در برابرمان سر به آسمان كشيده‌اند. روي تپه اي كه از ريزش ماسه و سنگريزه پديد آمده، جادۀ مالرو مثل ريسماني باريك به طور مارپيچ نقش بسته است. در قلۀ كوه، نمازخانۀ كوچكي يعني امامزاده‌اي[امامزاده هاشم] ديده مي‌شود كه خود نشانۀ مرتفع ترين نقطۀ گردنه است. نزديك به سه هزار متر ارتفاع دارد»(آنه، 1368: 59).
هنريش بروگشن هم كه در سال 1861 ميلادي به ايران سفر كرد، به زيبايي اطراف امامزاده اشاره كرده است: « بالاخره از جلوي كاروانسراي به نام كاموج عبور كرديم و پس از طي يك راه سربالا و با شيب زياد و گذشتن از يك گردنه، به امامزاده هاشم كه مرتفع ترين نقاط اين منطقه به شمار مي‌رود، رسيديم. از ارتفاعات امامزاده هاشم منظره بسيار زيبايي در آن طرف كوه ديده مي‌شد كه تا دماوند ادامه داشت»(بروگشن، 1367: 250).
در اواخر دهۀ چهل شمسي، به مرور بناهاي ديگري كه در اطراف امامزاده بود تخريب و فضا امامزاده توسعه داده شد به‌ گونه‌اي كه امروزه بناي امامزاده هاشم (ع) بيش از هزار متر فضاي مناسب دارد. در حال حاضر، كليه بناي امامزاده هاشم (ع) نوسازي شده است و گسترش و توسعة آن ادامه دارد (پازوكي، 1381: 223).
طبق اسناد موجود در سازمان ميراث فرهنگي كشور، بناي امامزاده هاشم (ع) كه در تابستان سال 1344ه‍.ش مورد بررسي قرار گرفت، گنبدي دو پوش از سنگ داشته كه
گنبد سنگي داخل، مدور و با ارتفاعي كوتاه بوده و دو رباط سنگي در قسمت شرقي و جنوب غربي به آن متصل بوده است. در اين گزارش، تاريـخ صندوق مرقد، سـنۀ 1089هـ.ق ، قدمت بنا دورۀ صفوي و وضعيت مالكيت بنا موقوفه بيان شده است.(تصـويرشماره1)(اسـناد سازمان ميراث فرهنگي كشور، شمـارۀ ثبت617 ،1344).
نماي بيروني گنبد مخروطي شكل است كه اين نوع گنبد در معماري مناطق كوهستاني و در منطقۀ دماوند رايج است. از آن جمله مي‌توان به مقابر برجي آرامگاهي در اين منطقه همانند امامزاده عبدالله دماوند اشاره كرد.
در سال‌هاي اخير، بحث بر سر تعلق امامزاده هاشم (ع) به استان مازندران يا تهران، از سوي ادارات اوقاف اين دو استان در جريان بوده است. در نهايت، بنا بر اسناد موجود در ادارۀ اوقاف شهرستان دماوند، سند مالكيت ششدانگ بقعۀ امامزاده هاشم (ع) و اراضي متصل به آن، با پلاك 2975 فرعي از سنگ 56 اصلي واقع در قريۀ مشاء، حوزۀ ثبتي دماوند، ذيل ثبت صفحۀ 175 دفتر 340، در تاريخ 5/8/1377 به‌نام ادارۀ اوقاف و امور خيريۀ شهرستان دماوند ثبت و صادر شده است. از آنجا كه سنگ 56 اصلي قريۀ مشا،ء جزء قطعۀ اول شهرستان دماوند قرار گرفته، بديهي است كه با توجه به قيد حوزۀ ثبتي دماوند در اسناد مالكيت، بقعه جزء حوزۀ ثبتي شهرستان دماوند محسوب مي‌شود» (اسناد ادارۀ اوقاف شهرستان دماوند، پروندۀ 4- هـ / 504- 31، مكاتبات عمومي).


طبق گفتۀ مديريت آستان، بقعه سه بار بازسازي شده است. امامزاده قبلاً سنگ قبر نداشته و بناي اوليه به صورت آلاچيقي بوده است كه روي قبر، سقف زده بودند. بعد از آن، بنايي از گل و سنگ ساخته شد. بناي فعلي در ساختار خود 40درصد آهن دارد كه از مكاني پايين تر از پلور آورده‌ شده است.
بازسازي ضريح نيز در سال 1371 توسط ادارۀ اوقاف و همراه با كمك‌هاي مردمي انجام شده است.
به گفتۀ مديريت امامزاده، آينه‌كاري داخل حرم نيز از آن سال به بعد انجام گرفته است كه از آنجا كه در ابتدا حجم نذورات، كم بوده، روند كندي داشته و تكميل آن حدود هفت تا هشت سال به طول انجاميده است. البته صورت‌جلسه‌اي كه به تاريخ 23/3/1386 در ادارۀ اوقاف دماوند موجود است، تاريخ تكميل آينه‌كاري را سال 1386 بيان مي‌كند. طبق اين صورت‌ جلسه، در اين سال تغييرات و تعميراتي در بقعه انجام شده است كه عبارتند از: نصب سنگ قبر، سنگ‌كاري و آينه‌كاري ديوارهاي داخلي حرم، تكميل كشتارگاه و ....(اسناد ادارۀ اوقاف دماوند، 23/3/1386، پروندۀ م/4 – هـ).
آستان امامزاده هاشم (ع) خدمات و امكاناتي از قبيل پاركينگ يك هكتاري، زائرسرايي با 16 اتاق، اورژانس، مخابرات، هتل و رستوران، بازارچه، نانوايي، سايت كايت پروازي، امدادهاي جاده اي و امور فرهنگي و تبليغاتي دارد. كه طبق طرح جامع امامزاده هاشم (ع) و توسعۀ آستان مقدس، برخي به مرحلۀ بهره‌برداري رسيده و مابقي نيز همچنان در حال گسترش است.
بر صفحه‌اي فلزي كه در ورودي بقعه نصب شده، دربارۀ نسب امامزاده هاشم (ع) چنين آمده است: «حضرت هاشم (ع) بن حسن بن يحيي بن حسين بن طباطبا بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن مثني بن حسن مجتبي بن علي بن ابي طالب نسل 9 از امام حسن مجتبي عليه السلام». اهالي محل، دربارۀ شهادت امامزاده به اين روايت معتقدند كه «امامزاده هاشم (ع) براي رسيدن به خدمت امام رضا وارد شهر ري مي‌شوند. از شهر ري مورد تعقيب قرار مي‌گيرند تا همراه تعدادي از سادات به گردنۀ آبعلي مي‌رسند. امامزاده در دشت مشاء مجروح مي شود و براي درمان جراحات به سمت آمل به راه مي‌افتند و زماني كه به گردنه مي‌رسند، در همين‌ مكان از دنيا مي‌روند و ايشان را در همين جا دفن مي‌كنند».
وضعيت كنوني بقعه
در هنگام حركت در مسير پرپيچ و خم جادۀ هراز و پس از گذشتن از شهر دماوند، در بالاترين ارتفاعي كه جاده از آن عبور مي‌كند، به امامزاده هاشم (ع) مي‌رسيم. به علت كوهستاني بودن منطقه، پيمودن اين مسير در زمستان با دشواري بسيار همراه است و گاه، به‌ دليل بارش سنگين برف يا سقوط بهمن، جاده بسته است زيرا امكان سقوط بهمن در فصل زمستان در اين منطقه وجود دارد. بيشتر زائران مشهد مقدس و افرادي كه در اين جاده رفت و آمد مي‌كنند، هنگام رسيدن به امامزاده هاشم (ع)، براي استراحت و استفاده از رستوران‌هاي موجود در محل و يا براي اداي نماز، براي ساعتي در اين مكان توقفي مي كنند و در اين ميان نيز دل را با زيارت آرام مي كنند و براي دور ماندن از خطرات باقي سفر، دعا مي خوانند يا با ياد مشكلاتشان با نذري و حاجت خود را مي طلبند. به همين دليل است كه شايد بتوان گفت اين امامزاده از معدود امامزاده هايي است كه حداقل زائر بومي را دارد و به طور معمول، زائرانش غريب و مسافر ند.
 بناي كنوني امامزاده هاشم (ع) و حسينيۀ مجاورش، ساختماني سنگي است كه حدود سه متر بالاتر از سطح جاده قرار دارد و گنبد پيازي شكل مطلا و دو منارۀ آن از فواصل دور به چشم مي خورند. پاركينگ امامزاده در ضلع شمال غربي امامزاده، فضاي مناسبي را براي توقف زائران فراهم ساخته است. امامزاده صحن محصوري ندارد و در ضلع شمال خود كه مشرف به صحن است، رواقي با هفت طاق قوسي شكل ساده دارد و از چهار ورودي آن، هم‌اكنون دو ورودي مردانه و زنانه مورد استفادۀ زائران است. ورودي اصلي آن (ورودي مردانه) در جبهۀ شمال شرقي بنا و رو به جاده است. اين بنا، فضاي گنبدخانه ندارد و پس از ورود و گذر از فضايي طاقي شكل، وارد فضاي حرم مي شود كه ضريح امامزاده در آن قرار دارد و به دو قسمت مردانه و زنانه تقسيم شده است. محوطه داخل امامزاده، سه رديف ستون در جهت شمال و جنوب دارد كه هر رديف، داراي هشت ستون است كه سقف بنا را تحمل مي كند. داخل امامزاده به شكل زيبايي آينه‌كاري شده و دو در منبت – معرق‌كاري شدة امامزاده، در ضلع شمال و جنوبي آن نيز از جمله عناصر ديدني موجود در بقعه است. ضريح طلايي امامزاده، چهار وجهي است و تزئينات و كتيبه‌هايي از آيات قرآن در قاب‌هاي ميناكاري دارد. بر اساس اسناد ادارۀ اوقاف در داخل ضريح و روي سنگ قبر يك جلد قرآن با قدمتي حدوداً دويست ساله قرار دارد كه در سال 1388 هـ.ش، در داخل ضريح جاگذاري شده است (اسناد ادارۀ اوقاف شهرستان دماوند، مورخ 2/8/1388، ش پروندۀ م/4 – هـ ، 54-31 مكاتبات عمومي).
محوطۀ پشت امامزاده، محل اسكان خادمان و مديران بقعه و اتاقي نيز به عنوان كشتارگاه قرار دارد. همچنين در فضاي باز مقابل ضلع شمالي بقعه هم، رستوران‌ها و مغازه‌هاي متعدد و در آن سوي جاده، قبرستان امامزاده، ساختمان زائرسرا و مخابرات قرار دارند.
درآمد امامزاده از هر مغازه يا محل درآمد ديگر، نيمي صرف بازسازي موقوفه و نيم ديگر به حساب ادارۀ اوقاف واريز مي شود تا با نظارت مراجع تقليد، براي هزينه‌هاي مربوط به مسافران در راه مانده و موارد لازم ديگر صرف شود.
كاركردهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بقعه
امامزاده هاشم (ع) با اراضي وسيع اطراف خود كه همگي جزء موقوفات امامزاده است، سبب شكل‌گيري مجموعه فعاليت‌هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي شده است كه مكمل كاركرد اصلي بقعه (مذهبي - زيارتي) هستند. در زير به بررسي و معرفي اين كاركردها پرداخته مي‌شود:
1- برگزاري مراسم در مناسبت هاي مختلف و ايام خاص. در روزهاي پنجشنبه، جمعه و در ايام خاص نظير عاشورا و تاسوعا، دعاي «كميل»، دعاي «ندبه» و «زيارت عاشورا» خوانده مي‌شود. همچنين در شب‌هاي قدر نيز مراسم احيا در اينجا برگزار مي‌شود و برپايي هر روزۀ نماز جماعت و پاسخ به مسائل شرعي نيز توسط روحاني مستقر در محل، معمول است. برگزاري مراسم در مناسبت‌هايي نظير عيد مبعث، عيد قربان، عيد غدير، ميلاد ائمه، جشن دهۀ فجر و مراسم ويژۀ سالگرد ارتحال امام (ره) و شهداي پانزده خرداد 1342، چه از سوي آستان امامزاده هاشم (ع) و يا با اجاره و در اختيار گذاشتن مكان امامزاده و زائرسراي آن در اختيار ساير ارگان‌ها (طبق اسناد موجود در ادارۀ اوقاف) انجام مي‌گيرد. نصب پلاكارد در مناسبت‌هاي مختلف، فروش صدها نوار و سي‌دي مذهبي، پخش نوارهاي مذهبي از بلندگوي آستانه و برگزاري ايستگاه صلواتي و پذيرايي با چاي و شيريني در صحن و محوطۀ بقعه در اعياد، در حاشيۀ برگزاري هر مراسمي انجام مي پذيرد. شايد بتوان از جلساتي كه براي كنگرۀ شهدا در اين امامزاده برگزار مي شود، به عنوان مراسم خاص اين مكان نام برد. بنياد شهيد دماوند، مسئول برگزاري كنگرۀ شهداست و اين مراسم را در اين مكان برگزار مي‌كند.
در اين بقعه، مراسم غبارروبي از ضريح و باز كردن صندوق‌هاي نذورات امامزاده با حضور نمايندۀ ادارۀ اوقاف انجام مي‌گيرد كه در بسياري از موارد، غبارروبي از ضريح، همزمان با يكي از اعياد انجام مي‌شود.
2- امامزاده هاشم (ع) با توجه به نوع زائران كه بيشتر مسافرند و موقعيت بين راهي بودنش، خدمات مطلوبي را در اختيار مردم قرار مي‌دهد. سهولت دسترسي به امكاناتي نظير رستوران‌هاي بهداشتي، نانوايي، اورژانس و مركز فوريت‌هاي پزشكي، خدمات ايران خودرو، سرويس بهداشتي تميز، پريزهاي برق براي شارژ تلفن همراه و...، از جمله نقاط قوت امامزاده و محوطۀ پيرامون آن است. شرايطي كه كمتر مي‌توان آن را يكجا و در مسيرهاي بين جاده‌اي مشاهده كرد.
3- از جمله فعاليت هاي فرهنگي‌ كه در اين امامزاده انجام مي گيرد، برگزاري نمايشگاه كتاب و نشريات از فصل بهار تا پاييز است كه در محوطۀ امامزاده برقرار است. همچنين در اين امامزاده، اردوهاي تفريحي - زيارتي يك روزه براي دانش آموزان مدارس و هيأت‌هاي مذهبي خواهران و برادران برگزار مي‌شود.
4- مكاني كه بقعه در آن واقع شده است، از لحاظ ارتفاع و شرايط جغرافيايي براي بسياري از فعاليت‌هاي فرهنگي از جمله ساخت رصدخانه، پتانسيل بالايي دارد و درخواستي كه از سوي مديريت يكي از خانه‌هاي تفريحات علمي براي احداث اتاقي به مساحت 40 متر مربع و قرار دادن يك تلسكوپ و يك آسمان‌نما در محوطة امامزاده هاشم (ع) به ادارة اوقاف شهرستان دماوند ارائه شده است، شاهد اين مدعاست (اسناد ادارۀ اوقاف شهرستان دماوند، 28/4/1379، ش پروندۀ م/4-هـ ، راكد). تأسيس سايت كايت پروازي امامزاده هم كه امكانات ورزشي ويژه‌اي را در اختيار ساكنان منطقه يا دوستداران اين گونه ورزش‌ها و تفريحات قرار مي‌دهد، از ديگر امكانات خاص بقعه است. سايت در بسياري موارد به رايگان در اختيار برخي ارگان‌هاي نظامي براي استفاده قرار مي‌گيرد. از برنامه هاي مهم و در دست اقدام مديريت امامزاده، برنامه‌ريزي براي بالابردن درآمدزايي اين سايت است.
5- امامزاده در موارد بسياري با ارگان‌ها و سازمان‌هاي ديگر همكاري كرده است كه اين همكاري ها علاوه بر افزايش خدمات و امكانات، به عنوان منبع درآمدي براي امامزاده نيز محسوب مي‌شود. نمونه‌هايي از اين همكاري ها در ذيل ذكر مي‌شود:
- ارائة خدمات و سرويس‌دهي براي گروه‌هاي علمي، مانند تهيۀ غذاي مورددنياز از رستوران امامزاده براي گروهي از كارشناسان پژوهشگاه زلزله‌شناسي كه در منطقۀ مشاء براي انجام مطالعه روي گسل مشاء، به مدت دو ماه مستقر بودند (اسناد ادارۀ اوقاف شهرستان دماوند، 7/4/1379، ش پروندۀ م/4-ه‍ ، راكد).
- همكاري با اكيپ‌هاي امداد و نجات و كوهنوردي، به عنوان مثال در كولاك و بهمن سال 1376، جان هزار نفر از افراد درگير در اين ماجرا، با انتقال آنان به زائرسرا و تأمين وسايل گرمايي و مواد غذايي نجات داده شد (اسناد ادارۀ اوقاف شهرستان دماوند، 1378 ،ش پروندۀ م/4-هـ/54-31،راكد).
- همكاري با ادارۀ راه و ترابري براي جدول بندي و بلوار و ... از محل عوايد آستانه براي ساماندهي وضعيت راه و جلوگيري از تصادف.
- ارائة مجوز به شركت‌هاي خصوصي براي نصب تابلوهاي تبليغاتي در محدودۀ امامزاده هاشم (ع) و دريافت اجارۀ ساليانه با توافق طرفين.
- اردو زدن نيروهاي نظامي در سايت پروازي امامزاده هاشم (ع) و استفاده از آن براي مانورهاي نظامي.
- استقرار كانكس هاي امداد خودرو، پايگاه امداد جاده اي اورژانس دانشگاه شهيد بهشتي، كانكس نيروي انتظامي براي تأمين امنيت محل و... از موارد ديگر همكاري دو طرفه ميان آستان و سازمان‌هاي ديگر است.
6- آستان امامزاده هاشم (ع)، هر ساله با اطلاع ادارۀ اوقاف شهرستان دماوند، كمك‌هاي خيريه‌اي را در اختيار افراد مستمند و نيازمند و سازمان هاي مربوط مانند كميته امداد امام خميني و... قرار مي دهد كه مدارك آنها در ادارۀ مذكور موجود است. شناسايي نيازمندان در ابتداي سال نو و كمك به آنها و اطعام و پرداخت هزينة سفر به مسافران در راه مانده كه توانايي ادامۀ سفر را نداشته اند، از اين جمله است.
7- ايفاي كاركرد اقتصادي يكي از مهم‌ترين كاركردهاي اين بقعه است. از آنجا كه زيارتگاه محل تجمع افراد زيادي است، مي‌تواند جايي مناسب براي برقراري روابط اقتصادي باشد. از اين رو شاهد شكل‌گيري اين گونه روابط در مجاورت زيارتگاه‌ها هستيم كه به شكل بازارهاي فصلي و دائمي ظهور يافته‌اند. البته موقعيت جغرافيايي، شرايط فرهنگي و اقتصادي منطقه و فصول مختلف نيز نقش بسيار مهمي در شكل‌گيري انواع اين بازارها و نوع عرضه و تقاضاي اجناس در آنها دارند. در اين راستا و بنا به نياز محل در محل، آستان امامزاده هاشم (ع) مغازه و رستوران‌هاي متعددي احداث شده است و روز به‌ روز نيز بر تعداد آنها افزوده مي‌شود كه علاوه بر ايجاد شغل براي افراد، نياز مسافران را نيز برآورده مي سازند. استقبال از اين نوع كسب و كار را با توجه به ساخت مجتمع هاي تجاري در اطراف زائرسرا و گسترش ساختمان زائرسرا كه خود نشان از افزايش تعداد مسافران در ماه‌هاي گرم و استفادۀ آنها از اين امكانات است، مي‌توان دريافت. اين گسترش در مجموع، درآمد امامزاده را نيز از محل موقوفات خود افزايش مي‌دهد. نانوايي، رستوران سنتي و مدرن، آش فروشي، دست فروش‌هايي كه به فروش پوشاك و مواد خوراكي مشغولند و مغازه‌هاي متعدد فروش انواع و اقسام مواد خوراكي، لواشك، ترشيجات و غيره در محل مشاهده مي‌شود. حجم بالاي كسبه و مسافران، به‌ويژه در فصل تابستان، امكانات ديگري را نيز مي‌طلبد كه آستان امامزاده هاشم (ع) در طول اين ساليان، مشغول تأمين و توسعۀ آن بوده است. از جمله تأمين تعداد 80 خط تلفن شهري براي استفادة مغازه‌ها، تأمين امنيت آنها با استقرار كانكس نيروي انتظامي، محوطه‌سازي مقابل مغازه‌ها و احداث پاركينگ براي وسايل نقليه عبوري تا بتوانند به راحتي در اين نقطه توقف كنند.
نتيجه‌گيري
آستان امامزاده هاشم (ع) به عنوان نمونه‌اي از بقاع موجود در مناطق كوهستاني، علاوه بر آنكه زيارتگاه زائران دردمند و مشتاق و مسافران خسته از راه است، با قرار گرفتن در مسير پرتردد جاده هراز، تأثيرات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي زيادي بر محيط اطراف خود گذاشته‌ است. انجام فعاليت‌هاي فرهنگي و علمي، توانايي بالاي مجموعة آستان در برقراري ارتباط دو سويه با ارگان‌هاي مختلف كه به فوايد و اثرات آن در متن اشاره شد، همچنين تفكر اقتصادي مردم اين منطقه در بهره‌برداري مناسب از شرايط اين بقعه و امكاناتي كه توسط مجموعة آستان براي ايجاد شغل و امرار معاش از يك سو و رفع نياز زائران از سوي ديگر در اختيار آنان قرار داده است، اين امامزاده را به عنوان نمونه‌اي خوب در استفادة بهينه از شرايط مكاني و جغرافيايي و تعامل با نيازهاي اقتصادي و اجتماعي منطقه معرفي مي‌نمايد. مجموعه‌اي كه با در نظر گرفتن نياز زائران و مسافرانش، امكانات زيارتي، رفاهي و آسايشي لازم را فراهم كرده است تا آنان با فراغ خاطر، بيشترين بهرة معنوي لازم را از حضور و توقف در اين مكان به دست آورند.       
   
منابع و مآخذ
- آنه، كلود.(1368). اوراق‌ اي‍ران‍ي‌: خ‍اطرات‌ س‍ف‍ر ك‍ل‍ود آن‍ه‌ در آغ‍از م‍ش‍روطي‍ت، ت‍رجمه ي‌ اي‍رج‌ پ‍روش‍ان‍ي، ت‍ه‍ران: م‍ع‍ي‍ن‌.
- بروگشن، هينريش.(1367). سفري به دربار سلطان صاحبقران، ترجمه كردبچه، تهران: اطلاعات.
- بناهاي آرامگاهي: دائره المعارف بناهاي تاريخي.(1376). تهران: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي، سوره.
- پازوكي طرودي، ناصر.(1381). آثار تاريخي دماوند، تهران: اداره كل ميراث فرهنگي استان تهران.
- درويش زاده، علي.(1370). زمين‌شناسي ايران، تهران: نشر دانش امروز.
- سروقدي، محمدجعفر.(1384). بقاع متبركه استان تهران، تهران: ادارة كل اوقاف و امور خيريه استان تهران.
- كيهان، مسعود.(1311). جغرافياي مفصل ايران، تهران: ابن سينا.
- ماكسيم سيرو.(بي تا). كاروانسراهاي ايران و ساختمان‌هاي كوچك ميان راه‌ها، ترجمة عيسي بهنام، تهران: سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران.
- نصرتي، مسعود.(1381). تاريخ دماوند و آثار تاريخي آن، ت‍ه‍ران‌: ت‍رب‍ت‌.
- اسناد ادارة اوقاف شهرستان دماوند، پروندة م/4- ه‍ ، امامزاده هاشم(ع). / - اسـناد سازمان ميراث فرهنگي كشور، گزارش امامزاده هاشم(ع)، شمـارۀ ثبت617، 1344.


 گفتگو با قديمي ترين خادم امامزاده هاشم (ع)؛ حاج حسين چراغي

  • خودتان را معرفي فرمائيد.

بنده حاج حسين چراغي، متولد 1307 مي باشم.

  • شما از چه زماني خادم امامزاده هاشم (ع) شده ايد؟

من از زمان بچگي مي رفتم به كربلائي غلامحسين خادميان كمك مي كردم. مرحوم ملاچراغ كه از اجداد ما مي باشد و ما با چهار واسطه فرزند او مي باشيم، از قديم متولي امامزاده بود و حدود 150 الي 200 سال قبل ازطرف علماء دماوند براي اين كار انتخاب شده بود. همچنين كربلائي رحيم قلي از اجداد خاندان خادميان ها مي باشد كه ايشان هم از طرف علماء دماوند به عنوان قهوه چي و خادم امامزاده مشغول به كار بوده است. فرزندان ايشان هم از قديم به خادمي امامزاده مشغول بوده اند و به همين نام مشهور بودند. امامزاده هاشم (ع) و كاروانسرايي كه در جنب آن بود مكاني براي زيارت و استقرار چارودارها و گروه هاي مسافري بوده است كه از تهران، دماوند به آمل و مازندران و اطراف آن بار مي بردند و يا از آن مناطق جنس مي آوردند. آنان وقتي به اين مكان مي رسيدند چه به لحاظ سرما و پناهگاه بودن امامزاده و چه در فصل هاي ديگر براي زيارت به امامزاده مراجعه مي كردند. و اين طايفه هاي مختلف مشاء بودند كه در سرما و طوفان هاي شديد به امامزاده و مراجعين خدمات مي دادند.
كربلاي رستم عربي، كربلائي احمد ذاكري، مشهدي اصغر صبحي، كربلائي غلامحسين خادميان؛ خلاصه در طول ساليان قديم، اين مردم مشاء بودند كه به عنوان خادم امامزاده هاشم (ع) خدمت مي كردند و در سرماي شديد زمستان خودشان را براي خدمت به امامزاده مي رساندند.

  • آيا در طول اين زمان ها از مردم آمل و لاريجان و روستاهاي آن كسي براي خادمي يا كمك رساني و هر كار ديگر به امامزاده مراجعه داشته است؟

اصلاً. كارهاي خادمي و كاروانسرا و ... هميشه توسط اهالي مشاء انجام مي شده است. البته بين اهالي مشاء و حتي دماوند با مردم لاريجان و آمل رفت و آمد بوده است. بارها شده بود كه اهالي آمل بارهايشان را به دماوند (كاروانسراي حاج آقا بزرگ) و ... مي آوردند و از اينجا به تهران مي بردند و يا بارهايشان را به مشاء مي آوردند، از آنجا به آمل مي بردند. خود ما بارها شده بود بارهاي آنان را از مشاء به رينه و پلور و ... برده و تحويل مي داديم. اما بحث امامزاده هاشم (ع) جدا بود و اصلاً كاري به آنها نداشت.

  • درباره اين بحث كه مسئولان آمل ادعا مي كنند كه امامزاده هاشم (ع) جزء آمل است چه نظري داريد؟

اين موضوع بي معني است. اصلاً امورات اداري آبگرم و رينه، آب عكس، پلور و ... و حتي لاريجان در قديم توسط ادارات دماوند انجام مي شد؛ مانند آموزش و پرورش، پست، مراتع و كشاورزي مانند لار. چطور مي شود امامزاده هاشم (ع) جزء آنجا (آمل) باشد.

البته اين ها از همان سال ها (66 به بعد) ادعا مي كردند. چند بار هم شكايت كردند و ما رفتيم دادگاه آمل، ساري و ... و اثبات كرديم كه امامزاده و آبريز آن جزء مشاء است. اين مناطق سند دارد، ما بر اين اساس براي 18 هكتار از امامزاده هاشم (ع) و زمين هاي اطراف آن از اداره ثبت دماوند سند گرفتيم و توانستيم اثبات كنيم جزء دماوند است.

البته در زمان رضاشاه به رشيد سلطان اميراعظم نوائي قطعه اي از زمين هاي مشاء را دادند كه به زمين هاي نوائي مشهور شد. اين زمين هم توسط رضاشاه به او داده شد كه سردار او بود.

نكته ديگري كه قابل بحث است مسئله كمك مردم اين خطه (يعني مشاء و آبعلي) به مردم درمانده در برف و بوران بود؛ كه در طول اين ساليان كه سرماي شديد، بهمن و طوفان مي شد و مردم گرفتار مي شدند به كمك آنان مي آمدند، مسئولان و ماموران آمل كجا بودند كه بخواهند به اين مردم گرفتار در بهمن و برف هاي شديد كمك برسانند. در يكي از همين سالها 6 نفر در طوفان گرفتار شدند و جان خود را از دست دادند كه ما آورديم مشاء و آنها را دفن كرديم. اينها كجا بودند، حال آمده اند ادعا مي كنند اين راه بعد از تونل مال ماست؟

  • شما چند سال به عنوان خادم امامزاده هاشم (ع) سابقه داريد؟

بعد از انقلاب كه حاج آقا عسگراولادي سرپرست اوقاف كشور شدند، امامزاده هاشم (ع) توسط حاج محمود صفري و حاج حسن حسن احمدي سرپرستي شد و من نيز به عنوان هيئت امناء مدت 30 سال خدمت كردم.


افتتاح اداره ثبت و تعيين حدود و ثغور دماوند در 83 سال قبل

دماوند در تحت توجهات اعلي حضرت همايوني امروز پنج بعد از ظهر جشن افتتاح ادره ثبت اسناد و مدارك كه قبلا دعوت نموده بودند با حضور حكومت وي امين ماليه و عسگري نقش اداره ثبت ايالتي طهران ساير دواير دولتي و وجوه روحانيون و خوانين و ريش سفيدان مالكين و كسبه در اداره ثبت اسناد دماوند مفتوح و بعضي از طرف وي مير فندرسكي رئيس ثبت راجع  بخش ايجاد اداره ايراد شد.عده اي هم از نوباوگان مدرسه دولتي حا ضر بو دند.از طرف يك نفر از شاگردان مدرسه و از طرف عمومي اهالي با قلبي مملو از تشكر براي تاسيس اداره ثبت اسناد و املاك خاتمه يافت. (روزنامه اطلاعات – 1310/2/10)

  • حدود وثغور دماوند از لحاظ ثبتي

در تعقيب اعلان نمره 6420 مورخ 1310/10/15 راجع ثبت عمومي قطعه 1 دماوند بلوك سياه رود محدوده ذيل:
شمالا: از غرب شرق پل رودخانه جاجرود در امتداد جاده شوسه مازندران واراضي قراء گل دره و آصف جا ن و آردينه در امتداد كوه سياه چال تا  اما مزاده هاشم كه قراء فو ق و مرتع سيا ه چا
ل جزء اين قسمت است.

شرقا:از كو ه امامزاده هاشم درامتداد اراضي قراء مشاء و كوه اسب چران تا مزرعه قريه چنار لمسيان وسفيدگر الي كوه قراقاچ كه قراء مذكوره در فوق جزء اين قطعه است.

جنوبا: از شرق غرب از قريه لمسيان درامتداد كوه قراقاچ تا قراء سرخ حصار وحمامك كه قراء مزبورجزء اين قطه  است.قراء از جنوب به شمال از قراء سرخ حصار در امتداد رودخانه جاجرود تا پل جاجرود مطابق ماده 11 قانون ثبت اسناد و املاك اعلام مي شود. (روزنامه اطلاعات - 1310/3/10)

دفتر اسناد رسمي دماوند- ديروز عصر براي اطلاع اهالي از تشكيل دفتر اسناد رسمي دماوند از طرف آقاي  رئيس ثبت اسناد و املاك دعوتي از روساي محترم ادارات دولتي و عده ازمحترمين مالكين وتجار در منزل آقاي شيخ عبدالغفور(منظور شيخ عبدالغفورمقتدائي موسس محضر شماره يك دماوند هستند)دفتر اسناد رسمي نمره 13 دماوند شده بود. (روزنامه اطلاعات - 1310/12/22) در اين تعيين حدود كوه امامزاده هاشم (ع) و اطراف آن از جمله آستان امامزاده در محدوده شهرستان دماوند مي باشد.


 گزارش كنسول انگلستان در 104 سال قبل از روستاهاي لاريجان

رابينو، كنسول دولت بريتانيا در شهر رشت در سال هاي 1285 تا 1291 بوده است. او در سال هاي 1288 و 1289 دو بار سراسر مازندران و گرگان مسافرت كرده و در تمام خط مسير خود ضمن مشاهداتي دقيق به جمع آوري اطلاعات و تحقيق پرداخته و در مراجعت به اروپا اين مشهودات و معلومات را بوسيله بررسي كتب تاريخي تكميل نموده است.
ايشان كتاب خود را به نام «سفرنامه مازندران و استرآباد»  به چاپ رسانده است كه در ايران ترجمه شده و منتشر گرديده است.
در اين كتاب در بخش لاريجان و روستاهاي بالا لاريجان نامي از كتل امامزاده هاشم (ع) و ... نياورده است و گويي اصلاً به اين منطقه مراجعه نكرده و آن را جزء لاريجان ندانسته است.

دهات لاريجان

الف) اميري يا پايين لاريجان، احا، اخونزي، الزم (چراگاه)، اناربن انجي (چراگاه)، باغ چوپان، دينان هفته چال، ايليس، كل پاشا، لشلوار، قلعه درگاه، شاهاندشت، شنگل ده «113» وانه.

ب) بالا لاريجان، ابهي، امراب، انگه مار، اسك، ازو، نبدقرفه، برف آب پي، بستك، گرمابسر و بهمن آباد، كرنا، گزنه، گزانگ، گيلاس، ايرا، كندلو، كفاركلا، لسن، لزورك، ملارد، ملك آباد، ملهار، مون، نوا، نياك، پايين كوه، پلور، قرنگوم، رينه (كه در نزديكي آن قصرلوندر قرار دارد)، سعامك، شاسب پر، سياه گتو، زيار.

ج) بهرستاق: افن سر، بايجان، بوالكلام، دركاس، هفت تنان، هلبه، كلادوش، خاف، كرزك لوشلويي، لوط، محمدآباد (قهوه خانه ايست)، ياتلينو، مريجان، مه كتان، نوسر، پنجاب، پردمه، ساروقاپي. چراگاهها عبارتند از: فيكسره، هجران، ارني، لته پشت، ني، نيرين، نوقلبان، نوقگس، شيرسل، سياه كمربند، زردل، زرزمين.

د) ديلارستاق: ديزان، فره، حاجي ديلا، حرمون، جوچار، كهررود (كهرود)، كيان، كرف، لهير، مله متكا، ماندر، ميانده، نونل (ناندل)، سردشت، تينه، وركا (كه فريدون در آنجا تولد يافته.

هـ) دره لار: يورت يا مراتع: چشمه شاه، چهل چشمه، گيلردك، امامزاده ابن امام موسي، خان احمد، خانلرخان، خرسنگ، لته بند، سه دره، شاه كاروانسراي سرخك، بستك (ارتفاع 8500 پا) و سفيدآب كه سر راه طهران - بلده، نور از طريق لشكرك واقع است دهكده نمك جاه نيز در دره لار است.

 


موضوعات


دماوند در یک نگاه

دفتر میراث مکتوب

 1389/06/05  
دفتر ميراث مكتوب

 

جغرافیای طبیعی

تاریخ

 1393/04/25  
نظرات
ساران به روايت بنجامين

 

 1393/04/23  
نظرات
سفر ماساجي اينووه

 

 1391/07/02  
نظرات
خاطرات ميرزاحسين ديوان بيگي

 

 1391/04/24  
نظرات
جاجرود به روايت مطلع الشمس و مرات البلدان

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۲۹ بهمن ۱۳۲۸

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۱۵ آبان ۱۳۳۱

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۱۸ ارديبهشت ۱۳۳۱

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۸ خرداد ۱۳۳۱

 

 1391/01/22  
نظرات
مذاكرات مجلس شوراي ملي ۷ خرداد ۱۳۳۲

 

 1390/12/23  
نظرات
آمار نه دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در دماوند

 

 1390/12/23  
نظرات
دو اطلاعيه از انتخابات دوره هفدهم مجلس شوراي ملي

 

 1390/12/23  
نظرات
نمايندگان 24 دوره مجلس شوراي ملي دماوند و فيروزكوه

 

 1390/09/22  
نظرات
دماوند در سفرنامه ابودلف (قرن چهارم هجري)

 

 1390/09/21  
نظرات
كاوش هاي باستان شناسي محوطه تاريخي وليران

 

 1390/09/10  
نظرات
وضعيت پوشش گياهي و جانوريِ محوطه باستاني وليران

 

 1390/09/09  
نظرات
نقش خاندان جلالي موسوي در بيداري مردم منطقه دماوند

 

 1390/09/05  
نظرات
سفرنامه كلودانه ، روزنامه نگار فرانسوي

 

 1391/11/01  
نظرات
پيش درآمدي بر تاريخ دماوند

 

 1390/08/22  
نظرات
برق دماوند

 

 1390/08/22  
نظرات
خاطرات انقلاب

 

فرهنگ

 1393/04/24  
نظرات
دماوند = گب آوند

 

 1392/01/14  
نظرات
علما و قضات محله قاضي دماوند

 

 1391/09/15  
نظرات
بررسي نام دماوند در مجله آينده

 

 1391/07/04  
نظرات
نگاهي به موزه دفاع مقدس شهرستان دماوند

 

 1391/11/02  
نظرات
اماكن آموزشي و فرهنگي شرق استان تهران

 

 1390/09/09  
نظرات
دماوند، پناهگاه مظلومان تاريخ

 

 1390/09/05  
نظرات
زبان و فرهنگ مازندراني در كوهپايه هاي دماوند

 

 1390/09/02  
نظرات
خاطرات

 

 1390/09/01  
نظرات
شهداي دماوند

 

 1390/09/01  
نظرات
دماوند در دوران جنگ تحميلي

 

 1391/11/02  
نظرات
معرفي كتاب

 

 1390/09/01  
نظرات
گفتگو

 

 1390/09/01  
نظرات
عكس

 

 1390/08/23  
نظرات
منتخبي از اشعار شعراي معاصر دماوند

 

 1390/08/22  
نظرات
جلوه هاي حماسه حسيني در كيلان

 

 1391/11/02  
نظرات
دانشمند ذوالفنون

 

 1390/08/21  
نظرات
با شاعران قديم دماوند

 

 1391/11/02  
نظرات
مسعود نصرتي؛ نويسنده ، محقق و پژوهشگر آثار دماوند

 

 1391/11/02  
نظرات
حاج عيسي هاشمي ، پدر شهيد جواد هاشمي

 

 1391/11/02  
نظرات
حاج صديفي ، پدر دو شهيد

 

اقتصاد

جاذیه های گردشگری

تقسیمات جغرافیایی

نقشه سایت

مقالات و دیدگاه ها




داریوش براتی: با عرض سلام احترام خدمت شما من شهر دماوند رو بسیار دوست میدارم و میخواهم دانشجو دانشگاه دماوند شوم
......................................
دانشجو: سايت كاملي نبود
......................................
دانشجو: واقعا سایت جامع و جالبی بود خیلی به من کمک کرد فکر نمی کردم همچین اطلاعات جامعی بتونم راجع به دماوند پیدا کنم واقعا ممنون
......................................
دانشجو: واقعا سایت جامع و جالبی بود خیلی به من کمک کرد فکر نمی کردم همچین اطلاعات جامعی بتونم راجع به دماوند پیدا کنم واقعا ممنون
......................................
سلام: لطفا با من تماس بگیرید. m_rezaei_5@yahoo.com
......................................
مجتبی غلامر ضایی: فوق العاده بود
......................................
R: واقعا سایت بسیار جامعی درست کردید. ای مهربان مهد امید . آخر تویی ماوای من هم مسکنم ، هم لانه ام ، كاشانه ي زيباي من دماوند
......................................
مسعود هاشمی: واقعا معرکه بود خسته نباشید
......................................
پ‍ژوهشسراي شهيد فائزي دماوند : با سلام واحترام در اين مركز ما در زمينه دبحث دماوند شناسي مشغول فعاليت مي باشيم و اماده مبادله اطلاعات با شما هستيم
......................................